42tales » Mahin News » تعالي سازماني واصلاح سيستممها وروشها
Create your own blog | Next blog »

تعالي سازماني واصلاح سيستممها وروشها

11. Aug 2008 08:48, mahinkhabar

تعالي سازماني  واصلاح سيستممها وروشها
اينكه چرا امر كلاهبرداري بوجود مي آيد همه آنها تقصير مردم نيست يعني هيچكس از ابتدا از شكم مادر كلاهبر ودزد بدنيا نمي آيد بلكه اين سيستمها وروشها هستند كه اشخاص را دزد وكلاهبرئار وكلاش بار مي آورند. والبته فرق بين دزد وكلاهبردار با آدم امين وراستكردار هم زياد قابل تشخيص نيست وبهمين جهت روشها بايد خيلي دقيق وحساب شده باشند مثلا اگر كسي از شما اجازه بگيرد وكيف شمارا بردارد دزد نيست ولي بدون اطلاع شما اين كاررا بكند دزد است يعني تفاوت بهمين سادگي است: باكفتن يك كلمه ياخواندن يك صيغه مردوزن باهم زن وشوهر ميشوند واگر آنرا نگويند فاسد محسوب ميشوند. وبخاطر همين است كه حضرت علي ع ميفرمايد بين حق وباطل چهار انگشت فاصله است واشاره به فاصله بين چشم وگوش مي نمايد. وموضع ديدن وشنيدن را مطرح مي نمايند. پس تعالي سازماني نه تنها به روش ها وطراحي سيستمها مربوط ميشود بلكه به فلسفه وخواستگاه انان نيز بر مي گردد . بطور مثال در سيستم حسابداري وحسابرسي اصل بر دزد بودن افراد است يعني اگر كسي با اين انديشه جلو نرود اصلا نيازي به حسابداري پيدا نمي كند! براي همين ما مي بينيم حسابرسي يا بازرسي موقعي صورت مي گيرد كه يك گزارشي مبني بر سو جريان برسد. در ساير موارد اگر حسابرسي يا حسابداري هم صورت گيرد يك هزينه اضافي تلقي ميشود. لذا برپايه همين وقتي كه شخص وارد روشها واصول حسابداري ميشود از ابتدا بدنبال گيج كرئن حسابرسان است فرمولها وروشهايي بكار مي گيرد كه يا حسابرسان از آن سرد نياورند ويا به اشتباه بيافتند. در حاليكه حسابرسي يا حسابداري در اسلام واديان الهي براي شمارش نعمتها واحصا خوبيهاست : ان تعدوا نعمت الله ! نعمتهاي خدا را با عددشماره كنيد مي فهميد كه زياد است ودر واقع شمارش نعمتها يك تذكر ويك ياد آوري است نه يك كفران ودزدي . در اسلام هم زياد تاكيد شده حاسبوا قبل ان تحاسبوا! خودتان به حساب خودتان رسيدگي كنيد قبل از اينكه به حساب شما رسدگي شود. پس فلسفه يا اصول ومباني حسابداري در اسلام ودر اديان الهي وابراهيمي رسيدن به عدالت وفهميدن وظايف واختيارات هر عضو از اعضا بدن واجتماع است. وقتي ما از چشم خود حساب بكشيم معني ان اين است كه ببينيم چند بار به وظايف اصلي خود عمل كرده وچندبار تخطئه داشته وهربار اين انحرافات را اصلاح كنيم تا به استانداردهاي الهي برسيم. وقتي از زبان خود حسابكشي مي كنيم همينطور است ووقتي از كار كنان هم حساب كشي مي كنيم استانداردهاي ما گفته هاي الهي وآيات قاني است وما مي خواهيم بدانيم كسي كه در يك عمر ميتوانسته كارهاي مثبت نجام دهد تا چه حد در قيد ان بوده است وتا چه حد نافرماني مدني والهي نموده است.
روشهاي حسابداري الهي
روشهاي حسابداري الهي هم برعكس حسابداري معمول است. در حسابداري معمولي همه بدنبال تهيه وتنظيم مدرك هستند يعني اول كاري را انجام ميدهند وبعد به سراغ تهيه فاكتور وصورتحساب وغيره ميروند . ويا براي برخي كارها فاكتور جعل مي نمايند.مثلا شما وقتي به بانك مراجعه مي كنيد تا وام بگيريد ليست بلند بالايي از مدارك جلوي شما گذاشته ميشود كه شما بايد آنرا تهيه واجرا كنيد همينكه چشم شما به آن مي افتد اگر بار اول باشد فرار مي كنيد وديگر سراغ وام نمي رويد ولي براي بار دوم يا بعد باشد مي فهميد كه موضع چندان هم جدي نيست شما با مشاوره با مدير بانك ميتوانيد بسياري از اين فاكتورها را خيلي ساده تهيه كنيد! ترازنامه شما ان ترازنامه اي نيست كه به دارايي ميدهيد يا در روزنامه ها منتشر مي كنيد بلكه ميتواند يك ترازنامه جديد ومستقل باشد فقط بايد مامور بانك ! آنرا تاييد كند. خريدملك شما لازم نيست تحقق پيدا كرده باشد يك بيعنامه صوري هم ميتوانيد بنويسد وبعد هم چك را پشت نويسي مي كنيد وبعدهم وكالت بلاعزل ميدهيد والي آخر.. لذا كسي كه مي بيند باهمين راحتي ميتوان شركت تاسيس وخانه وكارخانه خريد وبانك ومامور بانك هم طبق وظيفه يا براثر دريافت هديه آنرا براحتي امضا مي كند كم كم به كارهاي ديگر هم رو مي كند. لذا آموزش كلاهبرداري درهمين رفت وامدها شروع ميشود.    اما در قران بزرگترني ايه در بزرگترني سوره مربوط به روش ؤايين نامه حسابداري است در آنجا مي گويد اگر به كسي وجهي قرض داديد از او رسيد بگيريد وشاهدين را احضار نماييد يعني سند حسابداري دراين روش بايد حداقل داراي 9 مشخصه باشد اولا كسي پول داشته باشد كه بدهد ودوما كسي كه به اين پول احتياج داشته باشد سوم اين پول مورد معامله ودادوستد قرار گيرد (بدهكار وبستانكار تعيين شود.)چهارم بر چيزي نوشته شود ( سند حسابداري تنظيم شود) وبالاخره گيرنده ودهنده ودونفر شاهد آنرا امضا كنند.يعني سند حسابداري در اين حالت حداقل 4 امضا بايد داشته باشد گيرنده دهند شاهدين واگر شاهد زن باشد دونفر بجاي يك نفر قابل قبول است . واين البته روش حسابداري است وكسي نبايد از آن سوئ استفاده در مورد نابرابري حقوق زن ومرد وغيره برداشت نمايد. زيرا روش مالي در اسلام مانند ازدواج تقسيم شده است در ازدواج اجازه شروع زندگي با زن است واجازه ختم آن بامرد. لذا نه ميتوان به زور دختري را به عفد كسي درآورد كه باطل است ونه ميتوان به زور زني را طلاق گرفت كه اينهم از نظر شرعي باطل ونبايد تصور كرد كه چون حق طلاق بامرد است پس تبعيض واقع شده يك تقسيم كار صورت گرفته در حسابداري مالي هم مسئوليت هاي مالي به عهده مرد است مانند نفقه يعني زن نه تنها لازم نيست براي خرجي  همسر خود كار كند بلكه حتي مسئوليتي در برابر هزينه زندگي خود هم ندارد لذا در مسايل ارث وغيره هم سهم كمتري مي برد. اين به معني تقسيم كار از سوي خداست والبته ضرورتها وشرايط ممكن است تغييراتي دهد ولي اصل موضوع نبايد فراموش ويا زير سوال برود: ممكن است زنان نان آور باشند كه شوهران ليل يا مريضي دارند ولي اينهم باز وظيفه زن نيست يعني در هيچ كجاي شرع گفته نشده كه اگر مرد توانايي كسب در آمد نداشت زن او اين وظيفه را بعهده بگيرد بلكه اين وظيفه نهادهاي اجتماعي ودولتي است. لذا اگر زني از روي خير خواهي چنين كاري را انجام داد نبايد كوس رسوايي شوهرش را برسرهر بامي بزند واز خداوند هم طلبكار باشد كه بخاطر او بايد همه قوانين را عوض كند. هرنوع خير خواهي وانجام امور نيك منوط به حسن نيت است والا ايذا وآزار رساندن ونت گذاشتن در هر بخشي اجر آنرا از بين مي برد. لذا در روشهاي مالي اسلامي هدف وانگيزه مهمتر از انجام كار است . لذا كساني كه با هدف كاهش شان ديگران وكم كردن ارزش انساني آنان در عمليات مالي شركت جويند از آنها قبول نمي شود. در كتاب وسنت خدا چنين كساني واعمال آنها مانند خاكي برروي سنگ است كه با يك باد ضعيف هم همه آنها ازبين ميرود.
مطابق روايات 5 ملك مقرب براي خداوند است يكي از آنها كه در حكم قايم مقام الهي در اين جهان است روح است كه كار اجرايي جهان وباصطلاح قراني امر دنيا با ايشان است وامور را اجرا مي كند ولي شخص دوم ميكاييل است وسپس اسرافيل وجبرايل وحتي عزراييل همه وظايف مشخصي دارند وكارشان حساب وكتاب است . حسابداري ميكاييل بسيار جالب است ايشان مامور روزي رساندن است. وسازمان تحت فرمان او ملايكه اي هستند كه حتي يك قطره باران را از ابر همراهي ميكنند تا در جاييكه لازم است بنشيند و دونفر مامور كاتب هر انساني است وهرروز اعمال نيك وبد اورا مي نويسد. بطوري همه چيز دقيق است كه ميگويند ملك الموت قبل از جان دادن انسانها به سراغ ادم مي آيد وتوضيح ويا گزارش مالي ميدهد: همه دنيارا گشتم تكه ناني كه قسمت توباد وآنرا نخورده باشي پيدا نكردم ! ويا همه دنيا يك قطره آبي كه سهم توبوده ونخورده باشي ندارد! اين يعني هرنوع مواد غذايي وميزان ان براي هرنفر تعيين شده لذا كودكاني كه مثلا در كودكي ند زياد مي خورند كل سهميه خود را مصرف مي كنند لذا در بزرگسالي به مر ض قند دچار ميشوند وبدنشان نمي تواند قند را چذب كند ويا همينطور مواد ديگر.
حسابداري وحسابرسي در روز ثيامت از همه بيشتر است ووقتي صور اسافيل دميده ميشود همه انسانها با دفاتر قانوني در زير بغل حاضر ميشوند ودر نوبت حسابرسي قرار مييرند! اسرافيل همچون رييس قوه قضاييه عمل ميكند وهمه را به ادگاه مي كشاند. در دادگاه الهي همه چيز حاضر ومدارك كامل است حتي دست انسان برعليه او شهادت ميدهد. چشم انسان همه چيز را مي گويد وگوش انسان اصواتي را كه شنيده با آمار كامل ارايه ميدهد.
  عملكرد  انسانها در آن دنيا هم  درست مانند اين دنياست در واقع اين دنيا يك در يچه است براي دنياي ديگر كه درآن همه چيز ابدي ودايم خواهد بود. مثلا ميتوان پرونده ها بست يا آنرا كم كرد يا ازبين  بردمثلا
    مهلت دادن به مقروض كه اگر فرد مقروض توانست دين خود را ادا كند كه هيچ ولي اگر نتوانست بايد به او مهلت دهند ويا در آخر آنرا ببخشند. با اينكه بخشش از اعمال آاين حركت است ولي مانع مكتوب شدن آن نيست . يعني همه كارها بايد دقيق وبموقع انجام شود وبخشش هم در اول كار منظور نظر نباشد زيرا همين امر انگيزه غير فعال شدن وام گيرنده ميشود. اين نوع كارها باعث كم شدن گناهان يا پاك شدن ان ميشود . مانند اينكه كسي نمره كم در يك درس گرفته ولي ترم بعد با كوشش درس مي خواند واثر آنرا ازبين ميبرد نيكي ها هم آثار بدي را ازبين مي برد. در اين دنيا هرهفته دوبار پرونده ها به مديريت ارجاع ميشود روزهاي دوشنبه وجمعه نامه اعمال ويا گزارش كار كرد ما به امام زمان عج داده ميشود وايشان با تكنولوژي يا روش مخصوص خود همه نامه  ها را مي بيند ويا اصولا نخوانده ميداند هركدام چگونه است ولي اين ما هستيم كه بايد بدانيم نامه اعمال ما گونه خوانده ميشود آيا امام زمان از ديدن آن ناراحت ميشود يا خوشحال ؟  همينكه يك نفر ناظر را براعمال خود بپذيريم باعث اصلاح روشها مي شود. درسيستم بروكراسي همين عمل است ولي ناظر يا بازرسان سالي يكبارهم به وظيفه خود عمل نمي كنند. لذا اشخاص بدون راهنما رها مي شوند لذا هدايت ورهبر ي جامعه دچار اشكال ميشود. با اينكه نظارت كنترل وهدايت جزو اصلي ترين وظايف مديران است ولي آنرا فراموش ميكنند يا براثر زياد ي آنرا ناديده مي گيرند ويا با احساس همدردي از آن گذشت مي كنند. شايد يكي از دلايل افزايش بزه در هر چامعه رهبران بزهكار باشند زيرا وقتي رهبران ومديران خود بزهكار باشند نميتوانند مانع بزهكاري ديگران شوند لذا در اسلام بر ساده زيستي رهبران تاكيد شده يعني در زندگسي آنان پيچيدگي كه مردم از آن سردر نياورند نبايد باشد زيرا همين پيچيدگي باعث برداشت هاي متفاوت كه همان ايجاد شايعات است ميشود. وقتي پيامبر اسلام دربين مردم بود همه ميديدند كه اوچه غذايي ميخورد وباچه كساني رفت وآمد مي كند ولي وقتي بني اميه وبني عباس بداخل قصر ها وكاخها رفتند ديگر كسي نميدانست آنها چه ميكنند لذا عده اي آنها را امام ميدانستند وعده اي نيز آنهارا ظالم وهركدام دليل خود را رايه مي نمدند. لذا ساده كردن روشها يكي از زوشهاي بهبود سيستمها وروشها وتنها راه تعالي سازماني است

Skriv en kommentar

Navn
E-mail
Website