31. Jul 2008 12:17, mahinkhabar
U.S move good in first but can not continue as began
U.S.A began by the name of God but today the governments are against the God order.
At first they told about freedom and build a freedom square and streets but today they do in Iraq and Afghanistan all thing that Hitler and iceman do. They wanted to crash the Saddam But kill people after Saddam they wanted to quit the Taliban from Afghanistan but do worst that Taliban.
We saw the delegation of U.S.A do well in the Iranian Nuclear program, as President Ahmadi Negad said. But we expected in this field they try good. It is better than for people in the U.S.A and all people because the price of oil to be low and the tension deduct.
برنج ایران از درگز تهیه می شود
از موقعیکه شمالیها شالیزارها را فروختند وهمه را تبدیل به ویلا کردند فکر می کردند دنیا به آخر میرسد ولی امسال برای هفتمین سال است که برنج ایران از دره گز قوچان خراسان شمالی تهیه میشود از قدیم گفته اند: خداوند گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
آرمانشهر از واقعيت تا خيال
اتوپيا يا ارمانشهر از زمان وجود انسان وجود داشته وبنظر ميرسد انسان به روايتهاي مذهبي ابتدا به اتوپيا رفته وتجربياتي مقدماتي كسب ولذايذ درون آنرا احساس مي كند ولي بعد از با يك غرور مختصر از آنجا بيرون افكنده ميشود تا دوباره با سعي وكوش مجدد به آن دست يابد. گرچه به روايات غير مذهبي اتوپيا تخيلات افلاطونيان است كه انرا سايه اي از وجود اين جاني ميدانند ودر قرون معاصر هم اتوپيا كاملا دست نيافتني ودر اينده اي بسيار دور عنوان مي شود اما در اسلام مخصوصا در طول انقلاب اسلامي وبعدا زا آن بارها شاهد ظهور اين آرمانشهر بوده ايم در روزهاي انقلاب اسلامي ما آنهايي كه بودند ميدانند كه مردم نه بخاطر ثروت وپول بايكديگر دوستي ميكردند ودرتمام مراحل با صداقت تمام بيكديگر كمك ميكردند اين امر با رها در شرايط مختلف از جمله دوران جنگ دوران سازندگي براي مدتهايي هرچند كوتاه تكرار ميشد. در روزهاي 5 شنبه در بهشت زهرا تكرار مي شود در روزهاي جمعه در نمازجمعه ودر ساعاتي از روز در نماز جماعتها. ودر ماه محرم وروز عاشورا وماه رمضان وشبهاي قدر اين روزها را قدر بدانيد..
kommentarer (0)
28. Jul 2008 08:39, mahinkhabar
All things are free for building.
The God love the Human and left all things free for him:
When the jungle fired who cam helps? We must know that it is free to people for use. If people went to jungle and bring the wood we not have any fire. Is it better to fire jungle or we cut the wood for use? The fruits failed in her tree and we buy these high. The water full in the rivers and we buy this by bottles. The soil is very in all the earth but we must do many hard work: at first we must establish new corporation and it must issue factor. All these are that the account methods are not correct. The free things have not any price and the accounting not accepted because they have not zero in her balance. All bills began from 1 and 0 is not exist. It is the way that all people to coercive to do criminally actions. They must write all free things by fall price for acceptance.
We must change the accounting methods for new age.
kommentarer (0)
28. Jul 2008 04:19, mahinkhabar
دریای همیشه مازندران
دریای خزر نامی که جدیداً بجای دریای مازندران استفاده میشود نام قومی یهودی است که قبلا در کنار دریای سیاه میزیسته و ارتباطی به دریای مازندران ندارد . لذا پیشنهاد میشود که ارگانهای رسمی و اداری و آموزشی از کلمه دریای مازندران استفاده نمایند و مخصوصا صدا و سیما در ارایه نقشه ایران در موقع اعلام وضعیت هوا و همه مواقع از کلمه دریای خزر استفاده نکند.
. در ياي مازندران طبق شواهد تاريخي متعلق به ايران است . حتي در قرارداد منقضي شده تركمانچاي نامي از واگذاري دريا نيست ونقشه هاي موجود درتمامي مدارك دنيا اين مسئله را ثابت مي كند . قاجاريه كه جمهوريهاي قفقاز را نتوانست بگيرد وبه معاهدات ننگين تركمانچاي وگلستان چاي تن داد مورد نفرت همه ايرانيان است اما تاسفبار تر آنكه بدتر از قاجاريه برخي از مسئولين فعلي هستند كه نه تنها مانع باز گشت اين جمهوريها مي شوند بلكه اخيرا با سفسطه ودروغ درياي مازندران را تغيير نام داده وميخواهند به بيگانگان بدهند. وفقط سهم ايران را به 12 درصد وياحتي كمتر از ان برسانند. اين خائنان بدتر از قاجاريه كه در مقابل الحاق جمهوريهاي از دست رفته مقاومت كرده وگفتند ما اين گداگشنه ها را نمي خواهيم بايد سريعا از تمامي مناصب عزل شوند والا نام انها وصحبتها وصورتجلساتشان فاش خواهد شد تا مردم بدانند كه وقتي كه حيدر علي اف بعدا ز فروپاشي شوروي به ايران آمد وكليد قفقاز را تحويل داد آنها چگونه با او وملتهاي ايراني الاصل اين جمهوريها برخورد نمودند. وآنها را نپذيرفتند. كجايند انهاييكه ادعا ميكنند در دفاع مقدس حتي يك وجب خاك از ايران جدانشد تا بيايند وببينند چگونه در پشت ميز مذاكرات براي چند نهار يا شام خارج از كشور بدتر از فتحعليشاه وناصرالدين شاه عمل مي كنند استدلال آنان چيست؟
وزير خارجه صراحتا مي گويد كه براي نصف يا سهم 50 درصدي ايران هيچ قرارداد مكتوبي نيست ! واين قابل قبول نمي باشد زير اولا تمامي نقشه هاي كتب درسي در گذشته نشان ميدهد درياي تا نيمه درياي مازندران جزو نقشه ها بوده است وبا توجه به فرمايش ايشان ما مي بايست تمام نقشه هاي كتب جغرافياي خود را از حافظه تاريخ پاك كرده ونقشه جديدي كه در ياي مازندران را مثل يك نوار غزه است نشان دهيم يا كرانه باختري ! آيا يكي از اصول سياست خارجي عزت نيست آيا اين عزت است كه خود باعث نابودي نقشه خودمان شويم ودودستي نيمي از سهم درياي خود را بين ديگران تقسيم كنيم ؟
جمهوريهاي از دست رفته به ايران علاقمند هستند
گرچه هنوز حكومت پليسي كاگ ب در جمهوريهاي از دست رفته يكه تازي ميكنند ولي اين مردم هستند كه بايد حرف اخر را بزنند تابحال از مردم كسي چيزي نپرسيده است وهيچگونه رفراندوم در آنجا صورت نگرفته بايد طبق اصول دموكراسي خود ساخته غرب كه خود نيز به آن پاي بند نيست وفقط چماقي برعليه ايران ساخته است . بلافاصله بعد از فروپاشي از مردم سوال مي كردند كه ايا مايلند به ايران بپيوندند يا درچارچوب روسيه باقي بمانند ويا حالت استقلال داشته باشند. آنها هرگز تمايلي به ادامه وابستگي به روسيه بخاطر كشتارهاي عجيب وسرسام اورشان از ملتهاي مسلمان نبوده وراي نخواهند دادوتنها دوراه باقي مي ماند كه آنها به ايران بيشتر تمايل داشتند بررسي هاي ميداني نشان ميدهد اگر سرنيزه هاي ارتش ظاهرا منحل شده سرخ از سر آنان برداشته شود تنها ايران را ملجا وپناهگاه خود ميدانند هم اكنون به اعتراف تمامي ناظران سياسي در جمهوريهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق از هر 5 نفر دونفر پليس هستند ودونفر زنداني ويك نفرهم خبر چين پليس ! زندانيان سياسي بدترين وضع كشته ميشوند واثري از آنها باقي نميماند تا صليب سرخ يا ديگري بيايد ودفاعي بكند. پليسها در همه چا حضور دارند وكمترين تحرك ايراندوستانه را سركوب مي كنند ومراكزي را كه ايرانيان رفت وآمد دارند به ماموران كا گ ب مسلح نموده اند وهيچ پرنده اي حق پرواز ندارد مگر اينكه عضو ارتش سري باشد.
البته ايران از حالت سومي هم استقبال بايد بكند وآن اينكه جمهوريهاي 16 گانه حالت استقلال خودرا بصورت فدرال حفظ كرده وجزو فدراسيون ايران شوند. چرا كه ايران احمقانه هزينه چنين كاري را مي پردازد ولي از سود ان دست شسته است ! اگر شوروي فروپاشيده شده بايد مايملك آن نيز بين 17 كشور تقسيم شود ولي مي بينيم ايران تمامي زمينهاي شوروي سابق براي سفارت وغيره را به يكي از آنها واگذار ميكند وبراي الباقي زمين تخصيص ميدهد! يعني بيخود وبي جهت 16 پاره از زمين كشورمان آنهم در بهترين نقطه هاي تهران از ايران جداشده به كشورهاي همسود داده ميشود واين لبتداي فروش ايران بود بعدها تحت عنوان مناطق آزاد نقاط حاصلخيز ديگري هم به اينها وبه اعراب فروخته شد.
در حاليكه اسراييليان بدون پرداخت پول تمامي زمينهاي حاصلخيز اعراب را درعراق وتركهارا رد قفقاز وآسياي ميانه صاحب ميشوند ايران هم در قالب نوعدوستي با يك حركت خاله خرسي اينگونه سرزمينهايش را به اعراب در جنوب اعضا كاگ ب در شمال هديه ميدهد.
آنهاییکه نامهای دیگری بر دریای مازندران می گذارند ومیخواهند آنرا بفروشند بیدار باشند که هنوز کسانیکه خلیج را همیشه فارس میخواستند زنده وپابرجاهستند خاینانی که جلوی پیوستن جمهوری های سابق ایران را دعوت از گدایان نامیدند بدانند که بزودی نامشان فاش خواهد شد ونباید در مذاکرات به سهم ۳ درصدی ایران رای بدهند.! آنها می گویند آب شور است وبدرد وضو گرفتن هم نمی خورد پس بدهم به همان کمونیست ها
هنر ایستا! وهنرپویا
هنر ایران چه در داخل مرزها و چه در داخل مرزها دچار تثبیت شده و در یک برهه زمانی خاص ماندگاری پیدا نموده . همه فیلمها در کپی برداری از فیلم فارسی و همه آهنگها و سرود ها در کپی برداری از حمیرا و مهستی . فیلمهای خارجی هم در دوران های سال 1960 ونیز همه تحلیلهای اقتصادی در 1357 با عنوانهای توسعه نیافته وغیره تثبیت شده و افکار بسیاری از افراد مخصوصا افرادی در همان زمان متوقف شده است وهرنوع پیشرفتی را اساسا منکر میشوند و تواناییهای جوانان را نادیده می گیرند. استاد باران کمالی خواننده مردمی که شعرهای اجتماعی او این روزها فراوان در مورد واکسی و دختر گلفروش و غیره است میگوید: آنهاییکه در خارج ماندند از پیشرفتهای موسیقی در داخل خبر ندارند و آنهایی هم که در داخل هستند به امید همان خارجیها هیچ نوع تحرکی را در زمینه هنر نمی پذیرند. ما به صراحت می بینیم سینمای فارسی مهرجویی که برگرفته از شهرآشوب وایپسن آشوبگر است دستمایه تمام فیلمهای کوچه بازاری است که به شکل فمینیستی کور مطرح میشود و در تئاتر و سینما همچنان تاثیر گذار است. و یا در تمامی اشکال خوانندگی و نوازندگی و سرود فقط پاپ 1356 داریوش وغیره پاپ محسوب می شود.
kommentarer (0)
27. Jul 2008 11:14, mahinkhabar
Islamic economy is the only way for U.S people.
There are many encomiasts in U.S.A and they tell much theory, but what is the result except a bankrupt nation?
1000 trillion dollar debt and 1000 trillion dollar deficit in budget and 1000 trillion dollars expensive in Iraqi war is the result of free economy, and capitalism theory. Communism theory is obvious that this: all country in communism area went to the death. So we have not any hope to communism or imperialism in new world. They died in century before 20! New age need new method in life and economy. All foundation that belongs to century 20 must go! And it is the legal and logic that they went out and close! All big companies and corporations and even all assets that they have will be old. Old people and old equipment have not any benefit.
New age need new and young people as the Ahmadi Negad or Obama or Nasrollah. They are young and can understand what people in new century wanted! The Mac kin or the Bush and so on though in 1960s and they not believe that the world change. New people need new foundations as Iranian do. They need family credit institutions.
One grand father or grand mother can invited her son and girls and pay them a share. They can have an account and save her income near her family they need not to pay money to Banks and them not need to pay tax. They established new relations that Holy Koran said: Gharz- ol- hasane. In this system all people collected her income and then can pay loan together for ten month. These systems have not any benefit and al them can give.
What is different between Iran and Israel?
Many people thought that Iran is as Israel and others say that Iranian is the Arabs! Iranian not Arab and not Israeli but they are the big nation that have many years civilization. Since the Human being began they lived in Iran and they have all industry and handicrafts. The ancient things that find in Iran show that Iranian have at least 15000 years history and all people distributed from here. Depended on these search all prophets born in Iran and then went to Arabia or Palestine. Like Abraham that burn in Iran and send her son to Arabs and one of them went to Palestine and Egypt.
Today is many different between Israeli and Iranian in U.S.A:
At first Iranian bring much money to America especially after revolution by Reza Shah and her friend. In opposite the Israel give much money from treasury funds and people to send the Israel. All president afraid from terror and confirm these aids! They thought the life is near the Zionist and they kill like Kennedy soon!
Secondary Iranian is the best mangers to all trade and commercial. They work hard for American company and offices. As we know they are very strong in computer and internet or sky science. But the Israelian change all American as slave for Zionists. All American must do all thing the Israel say, if not they kill easy by drug, gun and traffic accidents! Or they tell he kill her self.
Another is that Iranian are very good prestige and study very hard they are more than other people in U.S. college and universities. The best medicinal and technician and financials are Iranian. But the Zionist and Jewish wanted only money and benefit and they tell the best income is in the drug and opium and gun. They kill people by gun and today we know that more than 50% of U.S.A people are in prison or they consume the drug.
The Israeli recognize only money and do all thing for achieve. Even they kill Shiite and all people in all around the world
There are much different between Israeli or Arabs by Iranian in U.S.A Iranian have 1000 trillions dollar money in U.S.A and they supported the science and ethics. The Obama is an Iranian original from the Bushehr city, we hope that he not forgot her origin and not sale them to Israeli!
kommentarer (0)
26. Jul 2008 09:53, mahinkhabar
What is different between Iran and Israel?
Many people thought that Iran is as Israel and others say that Iranian is the Arabs! Iranian not Arab and not Israeli but they are the big nation that have many years civilization. Since the Human being began they lived in Iran and they have all industry and handicrafts. The ancient things that find in Iran show that Iranian have at least 15000 years history and all people distributed from here. Depended on these search all prophets born in Iran and then went to Arabia or Palestine. Like Abraham that burn in Iran and send her son to Arabs and one of them went to Palestine and Egypt.
Today is many different between Israeli and Iranian in U.S.A:
At first Iranian bring much money to America especially after revolution by Reza Shah and her friend. In opposite the Israel give much money from treasury funds and people to send the Israel. All president afraid from terror and confirm these aids! They thought the life is near the Zionist and they kill like Kennedy soon!
Secondary Iranian is the best mangers to all trade and commercial. They work hard for American company and offices. As we know they are very strong in computer and internet or sky science. But the Israelian change all American as slave for Zionists. All American must do all thing the Israel say, if not they kill easy by drug, gun and traffic accidents! Or they tell he kill her self.
Another is that Iranian are very good prestige and study very hard they are more than other people in U.S. college and universities. The best medicinal and technician and financials are Iranian. But the Zionist and Jewish wanted only money and benefit and they tell the best income is in the drug and opium and gun. They kill people by gun and today we know that more than 50% of U.S.A people are in prison or they consume the drug.
The Israeli recognize only money and do all thing for achieve. Even they kill Shiite and all people in all around the world
There are much different between Israeli or Arabs by Iranian in U.S.A Iranian have 1000 trillions dollar money in U.S.A and they supported the science and ethics. The Obama is an Iranian original from the Bushehr city, we hope that he not forgot her origin and not sale them to Israeli!
kommentarer (0)
23. Jul 2008 23:52, mahinkhabar
U.S people not accepted the Israel as a friend!
Israel give all income from U.S.A people and send out for occupied Palestine. When poor people in America need money and even bread or wanted they dale high and give money more and pay to israelian treasury for killing Shiite and poor people in Palestine and all around the world. Obama must know that people are in opposite of state men. all state men afraid from Israel terror and say some speech, But people not afraid and like her president will be brave. Obama is clever and know these but we afraid he open a door for Zionism as the Bush and he have bad result for this. He will be common in all criminals that Zionist do about the U.S people in all time.
kommentarer (0)
23. Jul 2008 23:47, mahinkhabar
اصول بنيادين در حذف يارانهها(207)
ارايه يارانه براي خود اصولي دارد وحذف آن نيز تابع اصول است و هرگونه تخطي از اين اصول با سرنوشت يك ملت سروكار داشته و آن را به تباهي يا تعالي ميرساند. هدف اصلي از توزيع يارانه دولتي، كمك به اقشار آسيبپذير جامعه است به اين اميد كه همه انسانها به حداقل معيشتي ذكر شده در حقوق اساسي وقوانين بينالمللي دست يابند. اما متأسفانه اين يارانهها از اصول خود تخطي كرده وبه انحراف رفتهاند و تقريباً ميتوان گفت به عنوان يك اهرم فشار گروههاي فشار برعليه دولت تبديل شده است يعني هرگاه دولت ميخواهد دست به جراحي اقتصادي بزند. اين گروه فقرا نيستند كه اعتراض ميكنند بلكه كساني داد و بيداد راه مياندازند كه خود را نماينده فقرا ميدانند و لذا اثبات اين نمايندگي است كه كار را مشكل ميكند. همه كس ميتواند خود را نماينده فقرا بداند و از آنها دفاع كند و خود را مدافع حقيقي بنامد؛ لذا نبود يك معيار دراين زمينه كاملاً مشخص است و دولت و ملت ابتدا بايد اين نمايندگي را تعريف كنند. براي تعريف نمايندگي داشتن رسانههاي قوي و صداي بلند در يك سو است و احساس درد و رنج فقرا در سوي ديگر. واقعاً چه كساني نماينده مستضعفين هستند؟ در اين خصوص به اصولي چند اشاره ميشود:
* نماينده فقرا بايد از جنس فقرا باشند. اين اصل خدشه ناپذير و مورد قبول همه است. يعني كسي كه فقير نبوده و زندگي فقيرانه را تجربه نكرده، نميتواند نماينده واقعي طبقه فقير جامعه باشد. لذا اگر كسي كه ادعا ميكند از طفوليت در ثروت غرق بوده و زندگي كاملي داشته و همه چيز برايش فراهم بوده است، نميتواند خود را نماينده فقرا بداند و براي آنها دلسوزي كند.
* اصل دوم اين است كه در حال حاضر هم فقير باشد و بر مشي گذشته باقي باشد و لذا كسانيكه در ابتدا فقير بودهاند و بعداً از طبقه فقرا بالارفتند، نميتوانند نماينده آنها باشد زيرا اين نردبان ترقي براي آنان مفهوم كار وكوشش را دارد و لذا تصور ميكنند كه فقرا افراد تنبل هستند و اگر مانند اينها سعي وكوشش ميكردند به جايي ميرسيدند و لذا فقر دراين حالت، اصالت وجودي خودرا از دست ميدهد و موقتي و ابزراي تلقي ميشود. مثلاً هركس فقير بود به او ميگويند تنبلي نكن و برو كار كن.
* اصل سوم اين است برهمان تفكر هم باقي باشد يعني اينكه اگر فقير باشد و از خانواده فقراهم باشد، ولي تصور كند فقر چيز بدي است و بايد از آن خلاصي يابد و اگر كوشش كند از آن خارج ميشود. اينهم به موضوع صدمه ميزند وشخص نميتواند نماينده باشد زيرا زير بناي تفكر او مانند گروه قبلي بر تنبلي فقرا مبتني است وعوامل ديگر را نفي ميكند. به طور مثال يك معلول ذهني و حركتي طبيعتاً درآمدزايي ندارد ولي اين شخص معتقداست كه اگر يك شخص نتواند قهرمان دو شود، خودش مقصر است. اگر اين يك شعار باشد خوب است، ولي يك عامل درآمدزايي نبايد باشد زيرا اگر فرد معلول از ناحيه پا بخواهد قهرمان دو شود، بايد بسيار خرج كند لذا از نظر مالي بايد قوي باشد و همين نوع تفكرات يعني تداخل غير منطقي باعث از بين رفتن اصول ميشود و لذا هركسي به خود حق ميدهد كه وكالت؛ آن هم از نوع بلاعزل طبقات فقير را در دست بگيرد و از سوي آنان گفتگو كند. از نظر كلي بهترين نماينده طبقات فقير خالق اين فقراست. يعني خداوند كه به وسيله وحي و انبيا، فقر را تعريف و فقرا را معرفي ميكند وكمك به آنها را ضروري ميداند. از نظرگاه اديان الهي، مخصوصاً اسلام و تشيع، كسي كه سؤال ميكند و علناً اظهار فقر ميكند، با كسي كه اعلام فقر نميكند، تفاوت ماهوي دارد.
كسانيكه هنر «افتقار» دارند، با كسانيكه فقر را هنر ميدانند، بايد جدا شوند. كسي كه كنار خيابان ميايستد و با داشتن توانايي بدني دست گدايي دراز ميكند، با كسي كه هرچه كوشيده درآمدي بدست نياورده است تفاوت دارد. لذا از ديگاه اسلامي كساني كه داد و فرياد فقر بر ميدارند يا براي فقرا داد و فرياد ميزنند، هيچكدام صاحب موضوعيت نيستند و دلالت آنها برفقر، حجيت ندارد. لايسئلون الناس الحافا. فقرا از نظر اسلامي اولاً افرادي هستند كه مسكين يعني زمينگير هستند و قادر به فعاليتهاي اقتصادي نيستند. لذا اين افراد كاملاً قابل شناسايي هستند و سازمان بهزيستي يا كميته امداد ويا ارگانهاي مشابه ميتوانند آنها را احصا كرده و بر اساس آن برنامهريزي كنند.
ثانياً گروه دوم از فقرا كساني هستند كه توانايي بدني دارند و به مقدار كافي فعاليت و سعي كردهاند ولي درآمدشان كفاف نميدهد. يعني يا موقعيت اجتماعي يا شرايط بيعي اجازه درآمد كافي را نميدهد. مثلاً كشاورزي كه بر اثر نيامدن باران به خشكسالي برخورد كرده يا كاسبي كه دراثر تغيير مُد يا نوع مصرف مردم، كالايش فروش نرفته و امثال آن كه معمولاً اين نوع فقرا هم در قانون تعريف شدهاند و بيمهها مكلفند به آنان رسيدگي كنند. با در نظر گرفتن اين اصول، بديهي است اقشار آسيبپذير، آنهايي نيستند كه در مطبوعات و رسانهها براي انتخابات ومسايل سياسي از فقر صحبت ميكنند. بلكه گروهها و اقشار كاملاً مشخصي هستند و نهادهاي اجتماعي معيني هم براي پاسخگويي وجود دارد لذا پرداخت يارانه هيچ زمينهاي ندارد. اينكه چرا يارانه پرداخت ميشود و چرا به اقشار آسيبپذير نميرسد و چرا بازهم فاصله طبقاتي افزايش مييابد، همگي از اين منظر است كه از ابتدا پرداخت يارانه جنبه سياسي و رسانهاي و در واقع صداخفه كني داشته است. دليل آن هم روشن است. به مردم اعلام ميكنند شما نفت داريد، لذا بايد سهم خود را از نفت بگيريد و اين اصل كلي پديدار شدن يارانه در جامعهي ماست. اصل دوم چالش برانگيز در يارانهها اين است كه بعداً همانهايي كه ميگويند برويد سهم نفت را بگيريد، ميآيند و مطرح ميكنند كه دولت نبايد همه درآمد نفت را به همين نسل اختصاص دهد. نفت متعلق به آيندگان است و بايد سرمايهگذاري شود و لذا دولت در يك پارادايم هميشگي باقي ميماند. براي رهايي از اين دورِ باطل، تنها راه غير سياسي كردن فعاليتهاي اقتصادي در اين زمينه يعني عدم توجه به بحث انتخابات وغيره است. بايد در محيطي آرام و به دور از تنشهاي سياسي و چالشهاي انتخاباتي، اين جراحي اقتصادي صورت گيرد؛ لذا اصل اول در اين خصوص استفاده از متخصصين واقعي است. شناخت متخصص هم به اين نيست كه مثلاً فلاني درجهي دكترا دارد يا ندارد، بلكه از فعاليتهاي شخص ميتوان به آن پي برد. كسي كه تاكنون اصلاً راجع به موضوع حذف يارانهها فكر نكرده و طرحي ندارد و مقاله يا سخنراني نداشته، لزومي به دعوت و نظرخواهي از او نيست. زيرا ابتدا بايد مسأله را براي اوحلاجي كرد. بعد كه فهميد و با آن موافق بود، تازه بايد مدتها بگذرد تا به تحليل آنها بپردازد تا شايد مطلبي به ذهنش خطور كند. ولو اينكه شخص داراي تحصيلا ت عالي يا تجربيات فوقالعاده باشد، با احترام به تجربيات او بايد گفت در اين زمينه صفر كيلومتر و بيتجربه است. اصل دوم هم عدم دعوت مخالفان به اين بحثهاست. برنامهريزي، بودجه ميبرد و مردم نبايد تاوان بحثهاي كلاسيك برخي از صاحبنظران را بپردازند. آنها اگر نظري داشتهاند، دادهاند يا در كلاس درس گفتهاند يا مقاله و كتاب نوشتهاند و يا سخنراني نمودهاند و اگر هم با طرحي مخالف باشند، موافق نمودن آنان سودي ندارد و نتيجهاي هم عايد نميكند؛ علاوه براينكه امكانپذير هم نيست. به زبان ساده يعني يك استاد دانشگاه براي يك نهار رياست جمهوري دست از عقايد خود نميكشد. لذا سعي در اقناع مخالفان، براي مجالس مناظره است نه جلسات تصميمگيري. تازه اگر قصدي بر همگرايي باشد. لذا بايد بين مجالس مناظره و مباحثه، با جلسات تصميمگيري، تفاوت قايل شد. زيرا براي تصميم گيري وقت كم است ولي براي مباحثه وقت هميشه است. به طور مثال موارد زير حتميت اجرا دارد ولي در مباحثات هيچگاه نتيجه بخش نيست:
ارزش ريال در مقابل دلار بايد حفظ شود، لذا به جاي افزايش حقوق كاركنان و باز نشستگان، آن را يارانه فروش دلار به قيمت پايينتر قرار دهند. در اين صورت هم به حذف ارقام بزرگي از دولت و بودجه اقدام ميشود و هم قدرت خريد ثابت ميماند و حتي افزايش پيدا ميكند. به جاي پرداخت يك ميزان يارانه و سوبسيد به همه اقشار و تمام دهكها، از دهكهاي بالا كم و به دهكهاي پايين اضافه نمود و يا مهمترين بحث كه امروز بحث نقدي كردن يارانههاست. اينكه بعدا زسي سال بيايند تازه پرسشنامه مطرح كنند و بعد آن را پركنند و بعد بررسي كنند و بعد اقدام نمايند، اصلاً نتيجهاي ندارد زيرا در پايان تكميل پرسشنامهها، ناگهان همه چيز عوض ميشود. فرضيههاي اوليه رنگ ميبازد و فرضيههاي جديد مطرح ميشود و به دنبال آن زمينههاي تحقيق و موضوعات پژوهشي نوين به وجود ميآيد! آدمها و مسؤوليتها تغيير ميكند، بودجهها و تورمها عوض ميشود و ممكن است اصلاً حادثهاي پيش آيد كه حتي مبلغ كنار گذاشته شده را هم ببلعد. البته ميتوان گفت كه ما بر حرف خود ايستادهايم، ولي اينها همه شروط ذهني است زيرا عوامل بيروني در اختيار ما نيستند. فرض كنيد همين قصه پرسشنامهها طول كشيد و رييسجمهور عوض شد و مثلاً دكتر احمدينژاد رأي نياورد، چه كسي تضمين ميكند رييسجمهور آينده همه فرايند پرسشنامهها را بپذيرد و چشم بسته اين راه را ادامه دهد؟ يا فرض كنيد خشكسالي ادامه يافت، مردم گرسنه و بدون نان؛ يارانه نقدي را چه كنند؟ و تازه اگر طول بكشد، مردم هم اهدافشان تغيير ميكند. مردمي كه امروز با صد و پنجاه هزار تومان راضي هستند، فردا به همين مبلغ رضايت خواهند داد؟ لذا سرعت عمل در اين تصميمها، يكي از اصول است. يعني اگر واقعاً قصد براين است، بايد اجرا شود و سي سال تجربه در شناخت مسايل مردم كافي است و اينكه اينهمه مردم شب و روز پرسشنامه پركردهاند، كفايت دارد. آيا هنوز چيزي از اين مردم هست كه شناسايي نشده باشد يا ما اسير ناباوريهاي خود از ديگران هستيم؟ آمارآنها را قبول نداريم؟ چند بار سرشماري شده است، چند بار مردم كوپن گرفتهاند، دفترچه بيمه گرفتهاند، گذرنامه گرفتهاند، كارت ملي و ملي كارت گرفتهاند؟ حساب بانكي باز كرده اند و... اين بياعتمادي به آمارهاي گذشته نيز يكي از چالشهاي بزرگ است كه ميتوان به همان عنوانِ سياسي بودن تعبير كرد. اگر رييس و رؤسا عوض شدهاند، بدنه سازمان آمار كه تغييري نكرده. اطلاعات در آنجا موجود است و همينها موقعيكه صحبت كنند، ميبينيد اطلاعات خودشان را از آيات قراني هم محكمتر ميدانند. آيا بيحرمتي به اطلاعات موجود، خود هزينهبر نيست؟ چرا بايد سؤالي كه هرسال از مردم و شايد هر ماه از مردم توسط ارگانهاي دولتي پرسيده ميشود، بازهم سؤال شود. نام و نام خانوادگي شغل! اگر يك روزي دادگاه الهي برپا شود كه قدرت به روز آوردن اينهمه پرسشنامهها را داشته باشد، خواهيد ديد طراحان و مجريان اين پرسشنامهها همه يك گروه هستند! همه آنها از همه چيز هم اطلاع داشتند. ولي دو موضوع باعث اينهمه تكرار پذيري شده. اول اينكه مسؤولين به سازمانهايي اطلاع ميدهند كه خود بياعتماد هستند، دوم اينكه سازمانهاي اطلاع دهنده هم نياز به شغل دارند! و درآمد آنها بايد مستمر باشد. آنها دايماً بايد در حال طراحي پرسشنامه باشند. اما اينهم راه حل سادهاي دارد. مگر از اول انقلاب اسلامي تاحالا مسؤولين عوض شدهاند؟ همانهاييكه از اول بودهاند، هستند و فقط جايشان كمي تغيير كرده و لذا نه در اطلاعات تغيير مهمي روي داده و نه در مطلعان. بايد با رعايت اصول صرفهجويي در پرسشنامهها و تحليلهاي آماري، سريعاً به اجراي آن اقدام نمود و اگر قرار باشد كه بيشتر فكر كنند، معنياش اين است كه هنوز فكر نكردهاند و بعد از اينهم فكر نخواهند كرد و موضوع به همين شكل ادامه خواهد يافت تا دستي از آستين بيرون آيد و جراحي را انجام دهد؛ آنهم به سرعت يك جراح نه به چيز ديگري... به هرحال سرعت در امر خير وصبر در گناهان و ابتلائات توصيه شده است
kommentarer (0)
19. Jul 2008 21:36, mahinkhabar
Obama not need any drug incomes!
Many people thought that the Obama nee dirty money for her work. But he is Shiite and the income of the drug is unlucky and dirty money may not help him as the Bush can't.
Afghanistan is the Muslim country and they have not any way to the sea and they have not any income from oil and so on. They need that work in earth and farms. But the Bush imposed them to work in drug and opium and sale them to the U.S.A by air force. Today more than 50% from people and young's consume the drug and they will died soon and all young people that they must go to U.S force or to the university they are not exist. Iranian stopped the export and transits the opium from Afghanistan but they are alone and U.S force help the Afghanian to distributed the drug by aero plane. The Bush thought it is a trade and commercial. But we saw that it killed all young's in all around the world. Obama must stopped the drug distribution and it is only way to quit the U.S. force from Afghanistan. He must know that Zionist wanted only money and must of people are poor in U.S.A and Afghanistan. And they must kill in order of Zionist!
Obama not need any dog!
The dog is symbol for uncertainly to human being. When the gold quest went to U.S.A from Europe, They have not any certain to her friends and all workers that the work in the gold field and mine. They do not legal at first. So they can not to call any for help. After that they can submit her mines they consider new criminal: they treachery together. At first all emigrants are friend and colleague. This is only in the first of work. When they find the gold, they to change a big enemy for together. So they began o kill and remain and below only one and her new friends: dogs! This is the real history of dog story in U.S.A
Obama know this and he was a Shiite, he loves the people better than dogs. He Know that the dog is unlucky and distribute all sickness and illness. He tells all money that I wanted to pay the dog; it is better that buy food and sent for poor people and homeless.
kommentarer (0)
19. Jul 2008 09:13, mahinkhabar
تورهاي اداري و مالي (204)
دانشگاهها و مدارس تعطيل ميشود و بيش از 18 ميليون نوجوان وجوان راهي كوچهها و خيابانها ميشوند. آيا براي اينها فكري شده است؟ به نظر ميرسد اينها سه دستهاند: يك دسته كه پدر و مادر ثروتمند دارند لذا سفرهاي خارج و داخل و ويلاهاي شمال شهر و شمال كشور و دبي و سه بي! و غيره و يا حداقل كلاسهاي زبان و موسيقي ميروند تا آمادگي پريدن به آن طرف را پيدا كنند!
دسته دوم برعكس يا پدر ومادر ندارند يا پدر و مادرشان آنقدر فقيرند كه اوقات فراغت را اصلاً نميفهمند خوردني است يا پوشيدني و اين نوجوانان و يا جوانان بايد بروند دنبال كار تا لقمه ناني به دست آورند و زندگي خود را ادامه دهند و اگر ميخواهند ادامه درس بدهند و يا ادامه زندگي... گرچه بالاترين تفريح كار است، ولي كودكان كار هرگز از كار، تفريح را نميفهمند زيرا با پس گردنيها ي اوستايشان يا بايد هرروز صبح عليالطلوع بروند و شام برگردند و يا اينكه از ترس اخراج شدن، تن به بيگاري بدهند ومجاني كار كنند و فكر تفريح و ورزش و اوقات فراغت براي آنان يك رويا و خيالي بيشتر نيست.
ميماند دستهي سوم كه طبقه متوسط هستند و ميمانند كه چه كنند؟ نه پول دارند كه به ويلاهايشان بروند و نه آنقدر فقيرند كه بچههايشان را به بيگاري بفرستند. اينها عدهاي از بچههايشان به مدرسه ميروند تا در 16 هزا ر پايگاه تابستاني نامنويسي كنند ولي برخي نيز اصلاً نميخواهند ديگر روي مدرسه را ببينند كه شايد سازمان تبليغات اسلامي و يا بسيج و يا ادارات پدرانشان اين ذهنيت آنان را خوانده و جداگا