People in U.S.A must give her money from Israel
10. Aug 2008 09:25, mahinkhabar
People in U.S.A must give her money from Israel
As we know the U.P government have more than thousands dollar debt internal and external and all amounts is equal those money that send to Israel.
Every year much money from treasury went to the Israel and government men said that the aid for Israel But Israel not need help they have much money and the people in U.S.A are need better. 40million homeless 25 millions prisons and more poor people are necessary to help than Israel. Obama at first must give money for debt and then give much for poor people. In future Israel must do in opposite in past. They must pay all money give. And people must help Obama for this big change. In fact the best change is these: all debt pay, all poor people will be rich and homeless give income. All these can do only by monetary system that give her right from Israel
اينكه چرا امر كلاهبرداري بوجود مي آيد همه آنها تقصير مردم نيست يعني هيچكس از ابتدا از شكم مادر كلاهبر ودزد بدنيا نمي آيد بلكه اين سيستمها وروشها هستند كه اشخاص را دزد وكلاهبرئار وكلاش بار مي آورند. والبته فرق بين دزد وكلاهبردار با آدم امين وراستكردار هم زياد قابل تشخيص نيست وبهمين جهت روشها بايد خيلي دقيق وحساب شده باشند مثلا اگر كسي از شما اجازه بگيرد وكيف شمارا بردارد دزد نيست ولي بدون اطلاع شما اين كاررا بكند دزد است يعني تفاوت بهمين سادگي است: باكفتن يك كلمه ياخواندن يك صيغه مردوزن باهم زن وشوهر ميشوند واگر آنرا نگويند فاسد محسوب ميشوند. وبخاطر همين است كه حضرت علي ع ميفرمايد بين حق وباطل چهار انگشت فاصله است واشاره به فاصله بين چشم وگوش مي نمايد. وموضع ديدن وشنيدن را مطرح مي نمايند. پس تعالي سازماني نه تنها به روش ها وطراحي سيستمها مربوط ميشود بلكه به فلسفه وخواستگاه انان نيز بر مي گردد . بطور مثال در سيستم حسابداري وحسابرسي اصل بر دزد بودن افراد است يعني اگر كسي با اين انديشه جلو نرود اصلا نيازي به حسابداري پيدا نمي كند! براي همين ما مي بينيم حسابرسي يا بازرسي موقعي صورت مي گيرد كه يك گزارشي مبني بر سو جريان برسد. در ساير موارد اگر حسابرسي يا حسابداري هم صورت گيرد يك هزينه اضافي تلقي ميشود. لذا برپايه همين وقتي كه شخص وارد روشها واصول حسابداري ميشود از ابتدا بدنبال گيج كرئن حسابرسان است فرمولها وروشهايي بكار مي گيرد كه يا حسابرسان از آن سرد نياورند ويا به اشتباه بيافتند. در حاليكه حسابرسي يا حسابداري در اسلام واديان الهي براي شمارش نعمتها واحصا خوبيهاست : ان تعدوا نعمت الله ! نعمتهاي خدا را با عددشماره كنيد مي فهميد كه زياد است ودر واقع شمارش نعمتها يك تذكر ويك ياد آوري است نه يك كفران ودزدي . در اسلام هم زياد تاكيد شده حاسبوا قبل ان تحاسبوا! خودتان به حساب خودتان رسيدگي كنيد قبل از اينكه به حساب شما رسدگي شود. پس فلسفه يا اصول ومباني حسابداري در اسلام ودر اديان الهي وابراهيمي رسيدن به عدالت وفهميدن وظايف واختيارات هر عضو از اعضا بدن واجتماع است. وقتي ما از چشم خود حساب بكشيم معني ان اين است كه ببينيم چند بار به وظايف اصلي خود عمل كرده وچندبار تخطئه داشته وهربار اين انحرافات را اصلاح كنيم تا به استانداردهاي الهي برسيم. وقتي از زبان خود حسابكشي مي كنيم همينطور است ووقتي از كار كنان هم حساب كشي مي كنيم استانداردهاي ما گفته هاي الهي وآيات قاني است وما مي خواهيم بدانيم كسي كه در يك عمر ميتوانسته كارهاي مثبت نجام دهد تا چه حد در قيد ان بوده است وتا چه حد نافرماني مدني والهي نموده است.
روشهاي حسابداري الهي
روشهاي حسابداري الهي هم برعكس حسابداري معمول است. در حسابداري معمولي همه بدنبال تهيه وتنظيم مدرك هستند يعني اول كاري را انجام ميدهند وبعد به سراغ تهيه فاكتور وصورتحساب وغيره ميروند . ويا براي برخي كارها فاكتور جعل مي نمايند.مثلا شما وقتي به بانك مراجعه مي كنيد تا وام بگيريد ليست بلند بالايي از مدارك جلوي شما گذاشته ميشود كه شما بايد آنرا تهيه واجرا كنيد همينكه چشم شما به آن مي افتد اگر بار اول باشد فرار مي كنيد وديگر سراغ وام نمي رويد ولي براي بار دوم يا بعد باشد مي فهميد كه موضع چندان هم جدي نيست شما با مشاوره با مدير بانك ميتوانيد بسياري از اين فاكتورها را خيلي ساده تهيه كنيد! ترازنامه شما ان ترازنامه اي نيست كه به دارايي ميدهيد يا در روزنامه ها منتشر مي كنيد بلكه ميتواند يك ترازنامه جديد ومستقل باشد فقط بايد مامور بانك ! آنرا تاييد كند. خريدملك شما لازم نيست تحقق پيدا كرده باشد يك بيعنامه صوري هم ميتوانيد بنويسد وبعد هم چك را پشت نويسي مي كنيد وبعدهم وكالت بلاعزل ميدهيد والي آخر.. لذا كسي كه مي بيند باهمين راحتي ميتوان شركت تاسيس وخانه وكارخانه خريد وبانك ومامور بانك هم طبق وظيفه يا براثر دريافت هديه آنرا براحتي امضا مي كند كم كم به كارهاي ديگر هم رو مي كند. لذا آموزش كلاهبرداري درهمين رفت وامدها شروع ميشود. اما در قران بزرگترني ايه در بزرگترني سوره مربوط به روش ؤايين نامه حسابداري است در آنجا مي گويد اگر به كسي وجهي قرض داديد از او رسيد بگيريد وشاهدين را احضار نماييد يعني سند حسابداري دراين روش بايد حداقل داراي 9 مشخصه باشد ائلا كسي پول داشته باشد كه بدهد ودوما كسي كه به اين پول احتياج داشته باشد سوم اين پول مورد معامله ودادوستد قرار گيرد چهارم بر چيزي نوشته شود وبالاخره گيرنده ودهنده ودونفر شاهد آنرا امضا كنند. واين اول كار است ودر اخر نيز اگر فرد مقروض توانست دين خود را ادا كند كه هيچ ولي اگر نتوانست بايد به او مهلت دهند ويا در آخر آنرا بخشند. با اينكه بخشش از اعمال آاين حركت است ولي مانع مكتوب شدن آن نيست . يعني همه كارها بايد دقيق وبموقع انجام شود وبخشش هم در اول كار منظور نظر نباشد زيرا همين امر انگيزه غير فعال شدن وام گيرنده ميشود.