42tales » Mahin News
Create your own blog | Next blog »

تورم 40درصدي نتيجه حاكميت مظاهري

28. Sep 2008 05:01, mahinkhabar

تورم 40درصدي نتيجه حاكميت مظاهري
تمام نشريات كارگزاراني بلا استثنا از رفتن مظاهري اظهار نارضايتي كردند واين نشان ميدهد مهره آنان تا چه حد اهميت داشت تا بتواننسد در كارهاي مالي واقتصادي وباتكي دولت اخلال ايجاد كنند وباعث نارضايتي صنعت كاران وكارگاه داران كوچك شوند. بهرحال اميدا ست رييس كل جذيذ بانك با دستي پر در كاهش نرخ ارز ودلار گام برداردتا از اين طريق بتواند در كاهش تورم نقش اساسي داشته باشد
در هر صورت تورم 40 درسصدي امسال كه روز نامه كار گزاران آن را تيتر كرده است عملكر سياست باصطلاح انقباضي همين آقاي مهندس عمران كارشناس اقتصاد بود!
حالاكه دكتر بهمني رييس بانك مركزي شد و بر جاي طهماسب مظاهري نشست اما مشكلات همچنان باقي است و بايد فكر اساسي براي آنان بشود. لذا به نظر مي‌رسد چند موضوع مأموريت اصلي رييس بانك مركزي جديد مي‌باشد و اولين آن تقويت پول ملي است. در حالي‌كه مي‌رود تا تئوري آمريكايي هر هزار تومان يك دلار اجرا شود، مردم از خود مي‌پرسند چه دست‌هايي در كار است كه اين مسأله را علي‌رغم خواست همه آحاد مردم انجام دهد؟ در حالي‌كه ضعيف‌ترين پول‌هاي دنيا در برابر دلار تقويت شده‌اند... از افغاني افغانستان گرفته تا لير تركيه ولاري گرجستان و منات آذربايجان. اين چه كساني هستند كه توطئه مي‌كنند واين گونه پول ملي را آن هم در برابر دلار كه شعار مرگ برآمريكاي جنايتكار هنوز از زبان‌ها نيافتاده بايد سرخم كند؟ زيرا بيش از 90 درصد بازار ارز در دست دولت است ودولت با يك درصد كم وزياد تزريق كردن دلار به بازار مي‌تواند آن را متعادل كند ولي معلوم نيست چه كساني و با چه تئوري‌ها و استدلال‌هايي اينگونه هر روز دلار را گران‌تر مي‌كنند.
لذا وظيفه بانك مركزي شناسايي اين اخلال‌گران اقتصادي است تا مانع اجراي عمليات آنها در جهت تضعيف پول ملي شود. تضعيف پول ملي علاوه بر كاهش اعتماد مردم به دستاوردها ودستمزدهاي خودشان است باعث گراني و تورم هم مي‌شود. يعني ريشه‌ي همه گراني‌ها در افزايش نرخ دلار است زيرا وقتي نرخ دلار افزايش يابد پول ملي بي ارزش مي‌شود و بابت آن هيچ كالايي داده نمي‌شود. وقتي كه مردم ببينند هرروز ريال ضعيف‌تر مي‌شود، انگيزه خود را براي كار كردن و حتي سرمايه‌گذاري هم از دست مي‌دهند وهمين امر باعث مي‌شود تا ما شاهد خروج سرمايه‌ها به سوي دبي وديگر كشورها باشيم. آنهايي‌كه از ايران مي‌روند ويا سرمايه‌هاي خود را خارج مي‌كنند، همه به دليل بي ارزش بودن پول ملي است و آنها مي‌روند تا با دلار كار كنند كه در مقابل ريال هرروز بالاتر مي‌رود تا از اين ممر بدون كار كردن هم صاحب درآمد شوند. كسي كه در سال 57، دلار را 70 ريال هم نمي‌خريد الآن اعتراف مي‌كند كه اشتباه كرده و فقط اگر دلار را مي‌خريد وهيچ كاري نمي‌كرد، الآن سود او به 140 برابر رسيده بود وچه تجارتي پر سودتر و مطمئن‌تر از اين؟ لذا مي‌بينيم توليد وتجارت زير سايه دلالي دلار رنگ مي‌بازد و يك دلار فروش از همه آنها جلوتر مي‌زند. كشاورز عرق مي‌ريزد و زمين را شخم مي‌زند. كارگر صبح تا شب، آجرها را بالا و پايين مي كند ولي دستمزد او با يك سفته بازي دلالان دلار نه تنها افزايش نمي‌يابد كه كاهش هم پيدا مي‌كند. اگر كسي در سال 57 روزي 700 ريال يعني ده دلار مي‌گرفته، امروز حتي اگر صدهزار ريال هم بگيرد باز دستمزد او پايين است زيرا مي‌داند هيچ كاري هم نكند باز ارزش پول او قهراً كاهش مي‌يابد و او هر روز با استرس و ناراحتي اين دستمزدها و كاهش آن را مي‌بيند. حالا طهماسب مظاهري‌ها چه فكري مي‌كنند كه در دوران آنها دلار افزايش مي‌يابد؟ واز 927 ريال به 986 ريال مي‌رسد؟ ادامه اين روند نه به صلاح مملكت است نه به نفع مردم لذا مأموريت رييس جديد بانك مركزي، رفو كردن اشتباهات رييس كل قبلي است. يكي ديگر از اشتباهات رييس كل قبلي اين بود كه تصور مي‌كرد با جلوگيري از پرداخت وام‌هاي به صنايع كوچك باعث كنترل تورم خواهد شد ولي ديديم كه تورم نه تنها كاهش نيافت بلكه همچنان افسار گسيخته رو به بالا رفت زيرا وقتي پول به كار نيافتد ناچار از دلالي سر بيرون مي‌آورد و اگر وام به بنگاه‌هاي زود بازده و صنايع كوچك داده نشود، پول كه بيكار نمي‌ماند لذا در دست دلالان و واسطه‌ها مي‌افتد و وام‌ها از بنگاه‌هاي زود بازده گرفته و به كارمندان و كاركنان بانك داده مي‌شود و يا ديگر كساني كه در كار توليدي نيستند و لذا سطح توليد كاهش مي‌يابد و اجناس كم مي‌شود و چون پول وام‌ها در دست افراد غير توليدي است تقاضا بالا مي‌رود و لذا تورم حتي در روزهاي ماه رمضان هم افزايش نشان مي‌دهد و گوشت مرغ و يا گوشت گوسفند به چند برابر مي‌رسد. چرا كه توليد گوشت و مرغ كه اكثراً در بنگاه‌هاي زود بازده بوده متوقف مي‌شود. حتي اگر اين وام‌ها به وارد كنندگان هم داده شود و يا صادركنند گان، بازهم بهتر از اين است كه داده نشود. زيرا مثلاً در گرجستان توليد دام فراوان وارزان است وبه علت بارندگي داراي مراتع فراوان. مي‌توان گوشت را وارد كرد و به جاي پول به آنان مواد شوينده و امثال آن فروخت. اما وقتي پول گردش نداشت و وام داده نشد، در خزانه‌ها مي‌ماند و دست مردم و توليد كنندگان خالي ‌شده و جيب‌ها بي پول مي‌شود. ومردم بي پول نمي‌توانند چيزي بخرند و نمي‌توانند چيزي هم توليد كنند. مسأله بعدي كه بسيار مهم است، نبايد تصور كرد كه با كم كردن صفرها موفق مي‌شويم تمام نابساماني‌هاي گذشته را يك شبه جبران نماييم. بايد دست‌اندركاران بدانند كه بي ارزش كردن پول ملي وقتي توقف نداشته باشد، با برداشتن دويا چند صفر حل نمي‌شود زيرا ادامه كاهش ارزش پول براي طرز نوشتن آنها نيست بلكه به واسطه سياست اشتباه تزريق تورم به اجتماع است. از ابتداي انقلاب اسلامي، طرفداران تزريق تورم در پشت صحنه ايستاده‌اند تا با توجيهات بي ربط خود، مسؤولين را به تزريق تورم تشويق نمايند و نارضايتي آنها را موقتي اعلام نمايند. در حالي‌كه تززريق تورم هزاران دليل اقتصادي هم داشته باشد، زيبنده اقتصاد اسلامي نيست چرا بايد به مردم دروغ گفت؟ در حالي‌كه تورم آنها را تحت فشار قرارداده تصور كنيم براي آنها خوب است؟ ممكن است آنها بگويند دراثر تورم درآمد دولت بالا مي‌رود زيرا مردم بيشتري ماليات مي‌دهند، ولي اين ماليات بركت ندارد زيرا بر اثر فريب مردم بدست مي‌آيد و لذا رييس كل بانك مركزي در يك امتحان بزرگ الهي است تا اشتباهات گذشتگان را جبران كند وانشاء الله دراين ماه مبارك با استعانت از الطاف الهي موفق باشد
سيد احمد حسيني ماهيني  مدير مسئول هفته نامه ماهين
=====
تومان و ريال يا حقارت ملي
قبل از آنكه در خصوص اهميت واحد پول ملي و مسائل جانبي آن بپردازيم ضرورت دارد در مورد تاريخچه پول در ايران پرداخته و اهميت و اقتدار آن را در دوران هاي مختلف بررسي كنيم.
پول در ايران
تا آنجا كه اطلاع داريم قديمي ترين پول ايران به فرمان داريوش كبير ضرب شده است. سكه داريوش كبير از طلا بود و نويسندگان يوناني آن را بنام خود داريوش "دريكوس" ناميده اند.
با فرمانروايي كوروش، اقتصاد ايران وارد مرحله نوين و جانبي خود شد، كه تا فروپاشي حكومت ساسانيان، روند عمومي آن كم و بيش دست نخورده ماند. فتح ليدي، كشور ثروتمندي
كه مردمش به مبتكران ضرب سكه شهرت  دارند و فتح بابل، كه يكي از محدود باراندازها
و بازارهاي كهن بين المللي بود، ايران را از سند تا مديترانه به بزرگترين مركز اقتصادي جهان باستان بدل كرده بود. پيداست كه اين گستره بزرگ داد و ستد با سه مركزيت همدان
، پاسارگاد و بابل و در كنار اين سه، مركزيت‌هاي بزرگي مانند اورشليم و سارد، ناگزير از برخورداري از شبكه‌هاي مالي بزرگي بود كه بتواند جوابگوي آن همه تحركي باشند كه يك شبه پديد آمده بود.
شايد براي خوانندگان شگفت انگيز باشد كه اين نظام بانكي جديد، از نظامي، تقريباً مانند بانك‌هاي امروزي برخوردار بوده است. قديمي‌ترين بانك شناخته شده در قلمرو ايران در زمان كوروش، به بانك اگيبي و پسران مشهور بود.
درباره اين سازمان مالي نيز آگاهي هاي ما، به سبب نبود خط، از درون خاك ايران نيست. با بنيانگذاري شاهنشاهي هخامنشي و جهانگشايي كوروش و برقراري آرامش و امنيت در آبادي‌ها و راه‌ها و همچنين آغاز رونق نقش سكه، شبه بانكداري نيز، كه از هزاره دوم پيش از ميلاد در بين النهرين تا حدودي شناخته شده بود وارد مرحله نويني شد.
در دوره‌هاي بعد علاوه بر سكه طلا سكه نقره نيز ضرب شد. هخامنشيان علاوه بر سكه طلا سكه نقره هم داشتند و اشكانيان بيشتر به ضرب سكه‌هاي نقره دست مي زدند. در زمان حكومت ساسانيان مسكوكات طلا به سبك سكه‌هاي رومي درآمد. اين مسكوكات از تركيب طلا، نقره و مس ضرب مي‌گرديدند.
در دوره اسلامي مسكوكات طلا به اسم دينار، نقره، به اسم درهم و مس به اسم فلس در جريان بود. در دوره مغول سكه هاي طلا مجدداً كمياب شد و معاملات اغلب با سكه‌هاي نقره انجام مي‌گرفت. كلمه تومان كه به معني ده هزار است و كلمه مغولي مي‌باشد از اين تاريخ متداول گرديد و به ده هزار دينار يك تومان گفته شد.
پس نتيجه مي گيريم واحد پول به نام تومان هم كه فعلاً در بين مردم رايج است اين هم براي ملتي كه خود واحد پولي داشته‌اند حقارت‌آميز است و پذيرفته نخواهد بود.
در دوره صفويه سكه‌هايي به اسم عباسي، لاري، صدي، شاهي، محمودي و غيره وجود داشت درباره عباسي و واحد پول آن دوران يكي از سياحان اروپايي در قرن هفتم بنام تونوت مي‌نويسد:
«رواج عباسي بيش از سكه‌هاي ديگر است. از آن رو كه اين پول به درستي بهترين پول جهان به شمار مي رود. وزن آنها به اندازه اي صحيح و يكسان است كه وقتي بخواهند مقدار زيادي از اين پول را تاديه كنند در هر يك از دو كفه ترازو بيست و پنج عباسي قرار داده و با هم قياس مي‌كنند و تنها موقعي به آزمايش دقيق يك يك سكه‌‌ها مي‌پردازند كه اندك تفاوتي درون آنها ديده شود»
نادر شاه افشار نيز پس از فتح هندوستان سكه هاي جديدي بنام اشرفي و از نقره بنام نادري ضرب نمود. بعضي از اين سكه ها در هندوستان و به مناسبت فتح آن كشور بدست نادر ضرب شده است. و تا مدتها سكه نادري در كل بلاد اسلامي رواج داشت. واحد پول ايران در دوره سلطنت قاجاريه تغيير پيدا كرد. در زمان فتحعليشاه قاجار قران واحد پول ايران گرديد. قران معادل يك دهم تومان و برابر 5 عباسي و يا بيست شاهي بود. در اين دوره نامهاي عباسي وشاهي و محمودي رسماً تغيير يافتند و شاهي اسم جديد سكه مسي شد. ولي چنانكه مي‌دانيم اصطلاح عباسي تا مدتهاي مديد در ميان مردم در زمان پهلوي نيز متداول بود و اغلب ما آن را به معناي چهار شاهي بكار مي برديم. قبل از سلطنت ناصرالدين شاه ضرابخانه‌هاي مختلف در شهرهاي بزرگ ايران وجود داشت و امتياز ضرب پول به اشخاص واگذار شده بود و بخش خصوصي در ضرب سكه فقط فعاليت داشت.
وضع پول بعد از قاجاريه
پس از قاجاريه واحد پول ايران مجدداً تغيير يافت. اين بار هويت ملي و مذهبي خود را نيز از دست داد.
در سال 1308 شمسي به دستور رضا شاه قانون تعيين واحد پول ايران به تصويب مجلس شوراي ملي آن وقت رسيد و طبق اين قانون نام واحد پول از قران به ريال تبديل شد و جاي بسي تعجب بود. مطابق مقررات اين قانون واحد پول ريال طلا است كه به صد دينار تقسيم مي‌شود و از نظر برابري آن را مساوي يك شلينگ انگليسي گرفتند و قرار شد سكه طلاي يك پهلوي معادل با 20 ريال طلا و نيم پهلوي معادل با 10 ريال طلا ضرب شود.
در باره ريشه لغت ريال بعداً توضيح خواهيم داد.
در سال 1310 در زمان رضا شاه پهلوي قانون«اصلاح قانون واحد و مقياس پول» به تصويب رسيد و طبق اين قانون وزن قانوني ريال طلا به يك پنجم وزن سابق تقليل داده شد و علاوه بر سكه‌هاي نقره سكه پهلوي طلا معادل با صد ريال و نيم پهلوي معادل50 ريال تعيين گرديد.   
بعضي از صاحب نظران اقتصادي معتقد هستند واحد ملي پول هر كشور بايد نشان و بازتابي از هويت ملي و تاريخي آن كشور باشد. بعضي‌ها نيز معتقدند تغيير واحد پول ملي يك بحث سيستمي است و با عوض شدن يا عوض نشدن يك اسم تغيير يا اتفاق خاصي صورت نمي‌پذيرد.
متاسفانه نام واحد پول ملي و قانوني ما نه تنها نشاني از هويت ملي و ديني و تاريخي ما را ندارد بلكه نماد استعماري و صليبي است و به هيچ وجه اين نام شايسته ملت و ميهن ما نمي‌باشد.
در اهميت واحد پول ملي و قانوني، نام آن و همچنين طرح‌ها و نقوش و كلمات و عبارت‌هايي كه همراه دارد، سخن فراوان است و هيچ كس در حساسيت و بنيادي بودن آن ترديد ترديد ندارد. همان طور كه پرچم و سرود هر كشوري نماد ملي و نشاني از هويت يك ملت و ابزاري براي تميز يك ملت ديگر و . . . است، واحد پول ملي نيز همين حالت را دارد و تمام عناصر تشكيل دهنده آن (اعم از نام پول ملي ما طرح‌ها، نقش‌ها، كلمات و اعداد كه همراه دارد) بايد بازتاب هويت ديني و ملي و تاريخي يك ملت باشد كه متاسفانه پول ملي ما در اين هشتاد ساله اخير اين خصوصيات بارز را نداشت به همين سبب، انتظار اين بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه در همه زمينه‌ها ساختار‌شكني شد. در خصوص تغيير واحد پول ملي نيز كه از يادگارهاي دوره استعماري و صليبي است. فوراً در همان اوايل انقلاب توسط بانك مركزي با حداقل حذف يك صفر تغيير و نامي متناسب با هويت ملي و ديني و تاريخي ملت ايران براي واحد پول ؟ مانند تغيير پرچم و سرود انتخاب مي‌كردند.
اگر مسئولين دهه اول انقلاب كه به دليل مشكلات و توطئه هاي دشمن و جنگ هشت ساله دفاع مقدس را متهم به كوتاهي و غفلت و حتي بي اعتنايي و بي تدبيري نمي كنيم ولي مسئولين دهه دوم و سوم انقلاب را مي توانيم متهم به موارد كنيم زيرا مسئولين دهه اول ان

The people that not understand a simple note!

25. Sep 2008 12:19, mahinkhabar

The people that not understand a simple note!
When a student asks a question from her teacher he was clever but when this asking repeat and repeat show that he is foolish!
it is the story of American journalists! They asked a question and draft her answer but it repeated every day and they give the same answer and asked again! They ask from Iranian president about the Holocaust and president answered but they asked and asked again! What's mean? It show that the all journalist are foolish or wanted to be foolish or like to remain as a foolish: the answer of president of the Palestine and holocaust is very obvious: if the holocaust is really the criminals must punished. If the German people kill the Jewish in gas room they must pay their actions amount. And it is not related by Palestine people. It is as you kill one and the other lynch instead of you. Maw Lana an Iranian poet says: do a Balkhian person sin and the judgments killed the other in shoos tar!
As we saw that he detail about the government in Palestine and Israel: he said that the people in Palestine must do referendum is it very difficult to understand?
I am sure that the American journalist asked away this question billion more and president answer this millions! Are the American intellectuals foolish?   

فراخوان سفير ايران در گرجستان براي سرمايه &#1

25. Sep 2008 06:30, mahinkhabar

فراخوان سفير ايران در گرجستان براي سرمايه گذاري ايرانيان
آقاي دميرچي سفير ايران در گرجستان در يك مصاحبه اختصاصي با مديران مسئول نشريه ماهين ودوروزانه مناقصه شركت كرد ايشان كه در محل سفارت ايران در تفليس به سوالات مطروحه پاسخ مي گفت گرجستان را بهترين نقطه براي سرمايه گذاري ايرانيان دانست وي گفت هم اكنون شركتها وتجا ر زيادي از ايرانيان در زمينه مواد غذايي شويند ومبلمان وغيره در گرجستان مشغول كارند وبزرگترين محل سرمايه گذاري در زمينه مصالح ساختماني آماده است  وي با اشاره به مانع زبان بعنوان اصلي ترين مانع رشد تجارت مشترك از مسئله حمل ونقل نيز بعنوان يك مشكل ياد كرد زيرا ايران وگرجستان داراي مرز مشترك نيستند ولي از طريق تركيه ويا آذربايجان وارمنستان ميتوانند رفت وآمد كنند واگر خط آهن آستارا به ايران متصل شود بسياري از مشكلات كشورهاي همسود مرتفع خواهد شد. وي در عين حال به مشتركات زبان گرجي وايراني اشاره كرد وگفت 3هزار واژه فارسي در زبان گرجي هست وحدود هزار ضرب المثل نيز از فارسي زبانان در آنجا استفاده ميشود.
بدوستاني مسئول اتحاديه تجار ايراني در گرجستان نيز با اشاره له فعاليت گسترده خود در كشورها وسابقه خود در سپاه پاسداران خواستار توجه تجار ايراني به خدمات پس از فروش شد ايشان ضمن اشاره به تنديسي در يكي از ميادين شهر تفليس گفت كه دشمنان ايران وگرجستان مسئله گروگانگيري شاه عباس از حاكم گرجستان را بهانه ميكنند واز ايران بد تبليغ ميكنند درحاليكه استالين كه خود گرجي بود ميليونها مسلمان وايراني تبار را به كام مرگ برد
===============
شايسته سالاري وزمينه هاي آن
مباحث شايسته سالاري در مديريت وگزينش كاركنان وهدايت وكنترل آنان از مباحث غير فني مديريت است كه معمولا با ارزشهاي حاكم برجامعه در حال تغيير است يعني شايسته مفهوم عام وثابت ولا يتغير نيست بلكه با اهداف سازماني واهداف احتماعي تغيير مي كند ممكن است كسي كه مثلا در يك مديريت كمونيستي بسيار موفق بوده در جامعه سرمايه داري ناموفق باشد ويا اگر در جوامع ليبرالي مدير شايسته اي است در جوامع غير ليبرال شايسته نباشد در بررسي هاي بعمل آمده ما شاهد هستيم كه بين مطالعات افراد ومعلومات وتحصيلات آنان از يكسو ونتايج موفق وبازدهي .كارايي آنان هيچ رابطه معني داري نيست يعني نميتوان گفت كسي كه تحصيلات بالاتري دارد براي مديريت شايسته تراست بهمين دليل ما چالش بزرگ تاريخي علم بهتر است يا ثروت را درهمه ابعاد اجتماعي وتاريخي داريم بطور طبيعي هيچيك از رييس جمهورهاي آمريكا تحصيلات دكترا نداشته اند وبعضا حتي سواد خواندن ونوشتن هم نداشته اند واين مختص آمريكا يا جوامع ديگر نيست همه جا رابطه اي بين شايستگي وپست مقام نميتوان تعريف كرد.
همه ميدانند كه بهترني تحصيلكردگان آمريكايي زير نظر بدترين تحصيلكردگان انجام وظيفه ميكنند. مقامات اجرايي در ارتش همگي در سطح دنيا براسا عملكرد آنان در جنگ تعريف ميشود نه تحصيلاتشان در دانشگاههاي نظامي  وتحصيلكردگان نظامي بسيار رده بالا فقط افتخاري كه ميتوانند داشته باشند اين است كه مشاور خوبي براي اين نوع مقامات باشند. در اروپا ويا ‍ژاپن يا روسيه همه اين امور جاري وساري است. كداميك از روساي جمهور اين كشورها تخصصي ويا فوق تخصص دارند؟ اين است كه شايسته سالاري عليرغم همه توجيهات خوب خود هيچگاه بخوبي تعريف نشده است. مثلا دكتر رضاييان در خدمت مقام معظم رهبري نوشته هاي ترجمه شده هرسي بلانكارد را بنام خودش ميخواند وبعد هم ادعا ميكند كه شايسته سالاري در ايران مورد توجه قرار نگرفته وهمايشها بهترين راه شناخت شايستگان است ! كه هرسه اين ادعا علمي نيست اولا در ايران اگر شايسته سالاري نيست چطور اينهمه موفقيتها بدست آمده؟ واز آن مهمتر خود ايشان مگر شايستگي مديريت بر بزرگترين دانشكده هاي مديريت در ايران را داشتند كه چندين سال آنرا يدك كشيدند؟
شايستگي با توجه به ارزشهاي اجتماعي تعريف ميشود يعني آنكه بتواند اهداف را بهتر وسريعتر به نتيجه برساند شايسته تراست . حالا در يك جامعه بورژوازي ويا سرمايه داري كسي كه بيشترين سود را برساند شايسته است اما دريك جامعه اسلامي اساس بر سود مادي نيست لذا در اسلام رض الحسنه حتي اگر تبديل به قرضل پس نده هم شود هيجكس گلايه نمي كند زيرا فرمان الهي اينطور است كه اگر كسي مقروض بود ونتوانست قرض خود را ادا كند وناتوان باقي ماند بايد براو بخشيده شود. در حاليكه در يك جامعه سوداگري با اقتصاد دانان سوداگر اين عين حماقت است ! در نظام اسلامي سود معنوي هم مورد نظر است درحاليكه در منطق مديريت سكولار اين امر چيزي جز خرافات ومطالب غير منطقي نيست در اسلام ومديريت اسلامي برترين افراد باتقواترين است در حاليكه برتري در نظام مديريت ليبرالدموكراتيك غربي بر اساس جاه طلبي وفريب بيشتر مردم است. در اسلام شايستگي هركسي از ميزان عبوديت او در درگاه خداوند مشخص ميشود در حاليكه نظام لاييك مديريت علمي عبوديت در مقابل سرمايه را مي پسندد. در منطق فرماندهي ومديريت اسلامي اين است كه فرمانده جنگي در اول خط مقدم باشد وخود بلاگردان مردم باشد ولي در مديريت لجستيگ نظامي غرب مردم گوشت دم توپ هستند وبايد آنها را جلو فرستاد وفرماندهان بايد در پشت جيهه به ميگساري وهرزگي وآوازه خواني ومصرف مواد مخدر بپردازند.. واين امر چيز جديدي نيست . در زمان پيامبران هم ظالمان وستمگراني بودند كه با منطق دنيا گرايي برعليه انبيا قيام ميكردند دهريون وكسانيكه جز دهر را قبول نداشتند وميگفتند دنيا همين جاست اخرتي وجود ندارد وبايد تا آنجا كه بتوان خوش بود ! اينها تعداد كمي ار مباني شايسته سالاري در نظام مديريت الهي وخط بزرگ جدايي آن از نظام مديريت سكولاريستس است. متاسفانه درايران وجوه بيت المال مسلمين براي دانشگاهها ودانشجويان هزينه ميشود ولي تئوريهاي غير اسلامي تدريس ميشود ونتيجه آن ميشود اگر مديري بيش از همه مي گساري كرد يا بيش از همه فحاشي كرد وغرور كاركنان را جريحه دار وعقايد آنان را لجن مال كرد مدير موفق وشايسته تري تلقي شود . از نظر آنان صدام موفق ترين مدير منطقه وبوش عاليترين مدير جهاني است حتي اگر بوش هم اعتراف به نقاط ضعف خود كند اين كاسه هاي داغتر از آش آنرا فقط يك شكسته نفسي ميدانند وبي ! وميگويند اين نشانه آزادي انتقاد از خود است! در حاليكه مديريت سرمايه داري جهان را به سوي نابودي مي كشاند وبانكها يكي پس از ديگري اعلام ورشكسنگي ميكنند اين آقايان مي گويند اين ورزشكستگي نيست بلكه سبك كردن خود براي رشد بيشتر است ! اين رشد بيشتر كي ميايد معلوم نيست الان حداقل سي سال است كه آنها هرروز با ورشكستگس روبرو هستند ولي اينها همه را به پيروزي بزرگتر در آينده وعده ميدهند. وخجالت هم نمي كشند كه حرفهاي سي ساله خود را هروقت خواستند فراموش كنند. تا موقعيكه آمريكا صحبت از حمله داشت اينها داغتر از آنها هرروز صبح كه از خواب بيدار ميشدند ميپرسيدند عموبوش نيامده به زيارت امام رضا! وهروقت هم كه امريكا حرف حمله را پس ميگرفت اينها ميگفتند ايران كه مال آمريكاست جنگي با ايران ندارد! واين برتر بيني دشمن ومرض بزرگ كردن مديريت فاسد آنان گرچه وطن فروشي است ولي آنها اين را يك تفكر انقلابي وترقي خواهانه ميدانند وبا اينكه ميدانند همه اين حرفها برعليه منافع ملي است ولي ميگويند در آينده همه اين ضررها جبران خواهد شد!
----------------

 

وظايف جديد دكتر بهمني
دكتر بهمني رييس بانك مركزي شد وجاي طهماسب مظاهري نشست اما مشكلات همچنان باقي است كه بايد فكر اساسي براي آنان بشود لذا بنظر ميرسد چند موضوع ماموريت اصلي رييس بانك مركزي جديد ميباشد اولين آن تقويت پول ملي است در حاليكه ميرود تا تئوري آمريكايي هر هزار تومان يك دلار اجرا شود مردم از خود مي پرسند آيا چه دستهايي در كار است كه اين مسئله را عليرغم خواست همه آحاد مردم انجام دهد؟ در حاليكه ضعيفترين پولهاي دنيا در برابر دلار تقويت شده اند از افغاني افغانستان گرفته تا لير تركيه ولاري گرجستان ومنات آذربايجان اين چه كساني هستند كه توطئه ميكنند واين گونه پول ملي را آنهم دربرابر دلار كه شعار مرگ برآمريكاي جنايتكار هنوز از زبانها نيافتاده بايد سرخم كند؟ زيرا بيش از 90 درصد بازار ارز در دست دولت است ودولت با يك درصد كم وزياد تزريق كردن دلار به بازار ميتواند آن را متعادل كند ولي معلوم نيست چه كساني باچه تئوريهايي و استدلالهايي اينگونه هرروز دلار راگرانتر ميكنند. لذا وظيفه بانك مركزي شناسايي اين اخلال گران اقتصادي است تا مانع اجراي عمليات آنها در جهت تضعيف پول ملي شود. تضعيف پول ملي علاوه بر كاهش اعتماد مردم به دستاوردها ودستمزدهاي خودشان است باعث گراني وتورم هم ميشود.يعني ريشه همه گرانيها در افزايش نرخ دلار است زيرا وقتي نرخ دلار افزايش يابد پول ملي بي ارزش ميشود وبابت آن هيچ كالايي داده نمي شود. وقتي كه مردم ببينند هرروز ريال ضعيف تر ميشود انگيزه خود را براي كار كردن وحتي سرمايه گذاري هم از دست ميدهند وهمين امر باعث ميشود تا ما شاهد خروج سرمايه ها به سوي دبي وديگر كشوها باشيم آنهاييكه از ايران ميروند ويا سرمايه هاي خود را خارج ميكنند همه بدليل بي ارزش بودن پول ملي است وآنها ميروند تا با دلار كار كنند كه در مقابل ريال هرروز بالاتر ميرود تا از اين ممر بدون كار كردن هم صاحب درآمد شوند. كسيكه در سال 57دلار را 70 ريال هم نمي خريد الان اعتراف ميكند كه اشتباه كرده وفقط اگر دلار را مي خريد وهيچ كاري نميكرد الان سود او به 140 برابر رسيده بود وچه تجارتي پر سود تر ومطمئن تر از اين؟ لذا مي بينيم توليد وتجارت زير سايه دلالي دلار رنگ مي بازد ويك دلار فروش از همه آنها جلوتر ميزند. كشاور ز عرق ميريزد زمين را شخم ميزند كارگر شبح تاشب آجر بالا پايين مي كند ولي دستمزد او با يك صفته بازي دلالان دلار نه تنها افزايش نمي يابد كه كاهش هم پيدا مي كند اگر كسي در سال 57 روزي 700 ريال يعني ده دلار ميگرفته امروز حتي اگر صدهزار ريال هم بگيرد باز دستمزد او پايين است زيرا ميداند هيچ كاري هم نكند باز ارزش پول اوقهرا كاهش مي يابد واو هرروز با استرس وناراحتي اين دستمزدها وكاهش آنرا مي بيند. حالا طهماسب مظاهري ها چه فكري ميكنند كه در دوران آنها دلار افزايش مي يابد؟ واز 927 ريال به 986 ريال مي رسد؟ ادامه اين روند نه به صلاح مملكت است نه به نفع مردم لذا ماموريت رييس جديد بانك مركزي رفو كردن اشتباهات رييس كل قبلي است . يكي ديگر از اشتباهات دييس كل قبلي اين بود كه تصور ميكرد با جلوگيري از پرداخت وامهاي به صنايع كوچك باعث كنترل تورم خواهد شد ولي ديديم كه تورم نه تنها كاهش نيافت بلكه همچنان افسار گسيخته رو به بالا رفت زيرا وقتي پول بكار نيافتد ناچار از دلالي سر بيرون مياورد واگر وامها به بنگاههاي زود بازده وصنايع كوچك داده نشود پول كه بيكار نمي ماند لذا در دست دلالان وواسطه ها مي افتد ووامها از بنگاههاي زود بازده گرفته وبه كارمندان وكاركنان بانك داده ميشود ويا ديگر كساني كه در كار توليدي نيستند ولذا سطح توليد كاهش مي يابد واجناس كم ميشود وچون پول وامها در دست افراد غير توليدي است تقاضا بالا ميرود ولذا تورم حتي در روز ماه رمضان هم افزايش نشان ميدهد وگوشت مرغ ويا گوشت گوسفند به چند برابر ميرسد. چرا كه توليد گوشت ومرغ كه اكثرا در بنگاهاي زود بازده بوده متوقف ميشود. حتي اگر اين وامها به .وارد كنندگان هم دادهشود ويا صادر كنند گان بازهم بهتر از اينكه داده نشود. زيرا مثلا در گرجستان توليد دام فراوان وارزان است وبعلت بارندگي داراي مراتع فراوان است ميتوان گوشت را وارد كرد وبجاي پول به آنان تايد ودريا وپودرهاي شوينده وامثال آن فروخت . اما وقتي پول گردش نداشت ووام داده نشد در خزانه ها مي ماند ودشت مردم وتولسد كنندگان خالي ميشود وجيبها بي پول ميشود. ومردم بي پول نميتوانند چيزي بخرند ونميتوانند چيزي هم توليد كنند. مسئله بعدي كه بسيار مهم است نبايد