42tales » Mahin News
Create your own blog | Next blog »

harshness in sports

31. Oct 2008 10:13, mahinkhabar

بسمه تاعالي
نقش ايرانيان در خشونت زدايي از ورزش :
همانطور كه در تاريخ ورزش مي خوانيم ورزش اصولا با جنگ وكشتار رابطه مستقيم داشته يعني بسياري از ورزشها درواقع  امادگي رزمي در ميدانهاي جنگ بوده است لذا چه در اروپا در زمان گلادياتورها وچه در عربستان درزمان جاهليت وچه در هندوچين در ورزشهاي رزمي وحتي تفريحي بايد يكي از طرفين براي هميشه از ميدان بدر ميرفت وورزشكار طرف مقابل خودرا نه يك رقيب بلكه يك دشمن بايد فرض مي كرد لذا شكستن استخوان دست يا بند انگشت يا قلم پا وامثال ان بسيار معمول بود ودر شمشير بازي ها اگر خوني ريخته نمي شد ان بازي تمام نميشد. خشونت زدايي در اولين بار توسط ريتم در داستهانها مي بينيم كه ايين پهلواني را با ب مي كند وبعد در دوران سامانيان عياران ظاهر مي شوند كه هدف آنها از زور بازو نه از ميدان بدر كردن حريف كه مبارزه با ظالمان بود وبعد هم پورياي ولي وداستانهاي معروفش تا به زمان تختي برسيم. حتي در بازيهاي اروپايي مانند گلف يا فوتبال هميشه خشونت حرف اول را ميزند. وما شاهديم كه چه درداخل ميدان بازكن ها وچه در خارج از آن تماشاگران افتخار خود ميدانند كه حريف را بمعني واقعي از پاي در آورند وحتي در مسابقات رالي وغيره اين موضوع كاملا محسوس است . در شرق كونك فو يا كاراته نيز همينطور بود وجود هادي ساعي ها اخلاق را در اين ورزشهاي رزمي هم وارد كرد. ما ميتوانيم تمام اينها را آموزه هاي ديني بدانيم ولي جالب است كه اين اموزه ها را فقط ايرانيان بكار مي بندند. چه در گذشته وچه امروز چه انبيا وچه ايمه همه بر نرم بودن فعاليتهاي ورزشي وارزشي بودن تربيت بدني تاكيد داشته اند . ما ميدانيم اولين بار پيامبر اسلام وقتي مي بيند چند نفر دور هم جمع شه اند تا سنگي را بردارند وباصطلاح وزنه برداري نمايند پيامبر در جمع انان حاضر است وبنابر درخواست آنان مطلبي را ميفرمايد كه عنصر اصلي اين خشونت زدايي است: ايشان مي فرمايد قهرمان واقعي كسي است كه بر نفس خود پيروز آيد وهرچه نفس يعني خود پسند وخودخواهي وكيش شخصيت دستور ميدهد برعكس آن عمل كند.
تاريخ خشونت در ورزش روم
گلادياتورها مهمترين نماد بازيهاي روم باستان هستند. تمامي ورزشكاران براي نشان دادن خود بايد به بزرگترين سالن روم باستان ميرفتند وخشونت بار ترين صحنه ها را به نمايش مي گذاشتند. ملكه روم وقيصر وهمه اين صحنه هاي چندش آور را مي ديدند ونه تنها از آن شرم نمي كردند بلكه جناح برنده را به خشونت بي انتها دعوت مي كردند وتا شكست خورده را نمي كشت دست از تشويق او برنمي داشتند.
   
تاريخ خشونت در ورزش يونان: در يونان باستان كه المپيك خود را مديون آن ميداند ورزش دست كمي از روميان نداشت . شمشير زنان كه بزرگترين گروه ورزشي بودند هميشه با كشتن طرف مقابل پيروزي خود را جشن مي گرفتند . آنها در آتن پايتخت يونان وحشي گري را به تماشا مي گذاشتند.
تاريخ خشونت در ورزش اعراب وآسياي غربي :اعراب از جمله كساني بودند كه در جنگ دايم بودند وكوچكترين جواب دشمن را با شمشير مي دادند. انها بقدري در شمشير وكشتار مردم بي گناه ماهر بودند كه حتي در جشنهاي نيز از اين كار دست برنمي داشتند. وبازي با شمشير بزرگترين تمرين ورزشي آنان بود.بطوريكه اكنون نيز ماشاهد درج شمشير برهنه در پرچم عربستان هستيم واين شمشير ها ياد آور قساوت وشوربختي آنان بود آنها دختران خود را زنده بگور مي كردند وفرزندان ذكور را از ارث محروم مي نمودند. اكنون غرب تنها اين شمشير را از آنان بياد دارد وتمامي برداشت آنان از اسلام فقط شتر است وشمشير.
 خشونت در بين چين واسياي شرقي:
 آسياي شرقي چين ژاپن وكره همگي بر ورزشهاي رزمي كشنده وخشونت بار معروف هستند . در بازي آنها چه بصورت دست خالي مانند كاراته ويا جودو وچه با لانچيكا وغيره فقط نقاط مرگ آور تدريس مس شود وورزشكار كسي است كه با يك انگشت بتواند نفس حريف را بند آورد وبراي هميشه اورا ساكت كند. خشونت در ورزش آمريكا : در امريكا هفت تير كشي وشلول بندي اساس ورزشهاي آنهاست ودسته بندي وگروه بنديها همه براي كشتن حريف است آنها هيچگاه به ضربه هاي كوچك نمي انديشند
خشونت در ورزش اروپا هم مانند آمريكا وديگر گوشه هاي جهان وجود دارد واصولا يادگيري هرورزش بمعني بدست آوردن قدرت بدني براي ناك اوت كردن ونابود نمودن طرف مقابل براي هميشه است . مشت زني يا بوكس نمونه آن است كه محبوبترني ورزش غربي است ودر تمامي ورزشها بكار گرفته مي شود حتي در هاكي يا رالي ،فوتبال وغيره هم كسي برنده است كه با يك مشت طرف را ناك اوت كند نه با يك گل زدن يا توپ را وارد دروازه كردن حتي بنابر برخي روايات فوتبال از بازي كردن با سرانسانها شروع شد! يعني انسانهاي پيروز در ورزش سر بازنده را بريده واز ان براي بازي فوتبال استفاده مي نمودند.
جوانمردي در ايران باستان :رستم وافراسياب در حاليكه غرب در سياهي فرورفته وهميشه خشونت را اصل ميدانست در ايران رستم نماد يك بازي پهلواني بود.جوانمردي در ايران بعد از اسلام  عياران آنرا ادامه دادند. عياران كه تا اين اواخر نيز نسل آنها باقي بود ورزشكاراني بودند قوي ولي با نفس خود مبارزه مي كردند واز زور بازوي خود براي حمايت از ضعيفان در مقابل حكومتهاي جاير واشخاص زور گو استفاده ميكردند

 

 

جوانمردي بين المللي در قرون جديد با پورياي ولي
معروف است كه پورياي ولي براي مسابقات بين المللي كشتي زمان خود به هندوستان رفته بود . حريف او معروفترين قهرمان آسيا بود ولي از پورياي ولي وحشت  داشت لذا مادر او در حال دعا كردن بود كه پورياي ولي بر او گذر مي كند وبراي احترام به دعاي مادر دركمال قدرت خود را حاك شده ان پهلوان مي كند واين جوانمردي او در تمامي داستانهاي او هست . وچيزي عجيب ويا اعجاب آور نيست  

 

 ياجوانمردي بين المللي در قرون معاصر با تختي و
تختي نيز كه در بسياري از مسابقات بين المللي شركت كرد ومدالههاي فراواني آورد هميشه جوايز خود را يكجا به فقرا هديه مي كرد. وي از شهرت خود استفاده كرد و كل ايران را بكمك زلزله زده هاي بويين زهرا بسيج نمود بطوريكه محبوبيت او در كام ظالمان پهلوي ناخوشايند شد واو را از ميان برداشتند.
جوانمردي در ورزش با هادي ساعي
 هادي ساعي نيز با اينكه در زمره ورزشكاران رزمي وخطرناك است كه همه رموز كشتن حريف را با ضربات ميداند ولي هيچگاه اين كاررا انجام نداده بلكه هميشه به حريفان شكسته خورده خود كمك ميكرده تا دوباره برخيزند ودر ميدان حاضر باشند . غيرت او در بازي هاي بين المللي والمپيك ويرا كانديداي ورزشكار با اخلاق نمود ودر اين مسابقات اخر نيز با اينكه دستش اسيب ديده بود توانست تنها مدال طلايي را به اردوگاه ايرانيان بياورد..اما غرب در مقابل اينهمه گذشت ايرانيان به زور متوسل شد وقوانين را تغيير داد مثلا در كشتي هل دادن از نظر كشتي گيران ايراني فل است ولي آمريكا درسيستم جديد آيين نامه اي خود آنرا تصويب كرد ولذا همه كشتي گيران ايراني از اين كانال ضربه فني شده از ميدان بدر رفتند زير ا باور نمي كردند يك جركت ناجوانمردانه قانوني شود

 

 

مقاله نوشته شده توسط : سيد احمد حسيني ماهيني  براي كنگره ورزش اسيا در كويت
آدرس تهران خيابان پيروزي  تلفن 09192123745 فاكس 33166179 وايميل ahmadmahini2000@yahoo.com , www.mahinnews.blogfa.com

 

 

 

Iranian deleted graduate harshness from the sports

27. Oct 2008 22:12, mahinkhabar

Iranian deleted graduate harshness from the sports
I wanted to offer a lecture about the harsh ness in western sports and the role of Iranian to conflicts
We must study in: Harshness in Athena, In roman, in Arabs , in Spanish and china.. Then we must study about CHIVALRY, MAGNANIMITY in ancient Iran new Iran and newer. !
 We saw in the history of sports that they born by harshness. In fact the sport is a war. As we killed the enemy in war we must killed our competent in sports. In Europe from the Greece time we saw that the gladiators kill soldier really. In Arabs they kill by sword and the china people as do. They break the leg or finger or they must wonder her competitors. He must thought that the competitors are enemy and must down for all time. And they must not remain in future.  But in Iranian we saw that the Rostam the big hero he not have any harshness. He helps the poor people. Arash is another hero in Iranian history. He only shoot at time that Iran need her arm. Ayaran are the groups that appear in ancient time in Iran and they are very strong but they help poor people and use from her army only in against the enemy. Pouriaye vali is the big hero nearer. The Takhti is another and in this time Hadi saii and all our footballs play soft. They not do any bad. They are the ethic people in sports. We can say that the all this ethics are the prophets order. But Only Iranian does this.  For example: when the people gather for lifting a stone they call Prophet Muhammad, and wanted to him to say a speech. He says; the Hero is not a big stone lifter! The real hero is who that can fight by her bad ethics.

 

 

نقش ايرانيان در خشونت زدايي از ورزش :
سرفصلهاي مورد مطالعه :
تاريخ خشونت در ورزش روم
تاريخ خشونت در ورزش يونان
تاريخ خشونت در ورزش اعراب وآسياي غربي
خشونت در بين چين واسياي شرقي
خشونت در ورزش آمريكا
خشونت در ورزش اروپا
جوانمردي در ايران باستان رستم وافراسياب
جوانمردي در ايران بعد از اسلام  عياران
جوانمردي بين المللي در قرون جديد پورياي ولي
جوانمردي بين المللي در قرون معاصر با تختي
جوانمردي در ورزش با هادي ساعي
مقدمه :
همانطور كه در تاريخ ورزش مي خوانيم ورزش اصولا با جنگ وكشتار رابطه مستقيم داشته يعني بسياري از ورزشها درواقع  امادگي رزمي در ميدانهاي جنگ بوده است لذا چه در اروپا در زمان گلادياتورها وچه در عربستان درزمان جاهليت وچه در هندوچين در ورزشهاي رزمي وحتي تفريحي بايد يكي از طرفين براي هميشه از ميدان بدر ميرفت وورزشكار طرف مقابل خودرا نه يك رقيب بلكه يك دشمن بايد فرض مي كرد لذا شكستن استخوان دست يا بند انگشت يا قلم پا وامثال ان بسيار معمول بود ودر شمشير بازي ها اگر خوني ريخته نمي شد ان بازي تمام نميشد. خشونت زدايي در اولين بار توسط ريتم در داستهانها مي بينيم كه ايين پهلواني را با ب مي كند وبعد در دوران سامانيان عياران ظاهر مي شوند كه هدف آنها از زور بازو نه از ميدان بدر كردن حريف كه مبارزه با ظالمان بود وبعد هم پورياي ولي وداستانهاي معروفش تا به زمان تختي برسيم. حتي در بازيهاي اروپايي مانند گلف يا فوتبال هميشه خشونت حرف اول را ميزند. وما شاهديم كه چه درداخل ميدان بازكن ها وچه در خارج از آن تماشاگران افتخار خود ميدانند كه حريف را بمعني واقعي از پاي در آورند وحتي در مسابقات رالي وغيره اين موضوع كاملا محسوس است . در شرق كونك فو يا كاراته نيز همينطور بود وجود هادي ساعي ها اخلاق را در اين ورزشهاي رزمي هم وارد كرد. ما ميتوانيم تمام اينها را آموزه هاي ديني بدانيم ولي جالب است كه اين اموزه ها را فقط ايرانيان بكار مي بندند. چه در گذشته وچه امروز چه انبيا وچه ايمه همه بر نرم بودن فعاليتهاي ورزشي وارزشي بودن تربيت بدني تاكيد داشته اند . ما ميدانيم اولين بار پيامبر اسلام وقتي مي بيند چند نفر دور هم جمع شه اند تا سنگي را بردارند وباصطلاح وزنه برداري نمايند پيامبر در جمع انان حاضر است وبنابر درخواست آنان مطلبي را ميفرمايد كه عنصر اصلي اين خشونت زدايي است: ايشان مي فرمايد قهرمان واقعي كسي است كه بر نفس خود پيروز آيد وهرچه نفس يعني خود پسند وخودخواهي وكيش شخصيت دستور ميدهد برعكس آن عمل كند.
سيد احمد حسيني ماهيني
دليل بحران اقتصادي
اكنون نيز مهمترين دليل ورشكستگي آمريكا اين است كه مردم از اتم وبمب ديگر نمي ترسند لذا براي خريد اسلحه پولي نمي دهند لذا كارخانجالت اسلحه سازي از رونق افتاده واكنون كارخانجات مجبورند به تك فروشي آنهم فقط به ملت آمريكا دل خوش كنند!

 

سازمان ملت‌ها يا سازمان دولت‌ها؟ (242)

21. Oct 2008 10:13, mahinkhabar

سازمان ملت‌ها يا سازمان دولت‌ها؟ (242)




 


سازمان ملل در يك تحليل واقعي به حيات خلوت چند دولت بزرگ تبديل شده است و اين امري غير قابل قبول است اينك كه در سالروز تأسيس اين سازمان بين‌المللي هستيم بهتراست اين حقيقت تلخ را بازگو كنيم تا براي يكبار هم شده به گوش جهانيان برسد و مردم دنيا بدانند كه هستند كساني كه حقايق كتمان شده را آشكار مي‌سازند و بر افشاي آن اصرار مي‌ورزند و تا دريافت نتيجه ساكت نمي‌نشينند؛ تا دليلي باشد بر اين‌كه حق هيچ‌گاه پايمال نخواهد شد ولو اين‌كه حق ستيزان بر موشك‌هاي بالستيك سوار شده و يا دكمه‌ي انفجار زرادخانه‌هاي بمب اتم را در دست داشته باشند و يا سوار بر خر مراد از بازارهاي مالي و سرمايه‌هاي كلان بگذرند. آيا اينان از قوم شداد بالاترند كه باغ‌هاي معلق در فضا ساخته بود و يا از فرعونيان بالاترند كه اهرام را ساخته‌اند كه هنوز هم راز آن بر هيچ‌كس آشكار نشده؟ پس چرا بايد رسانه‌ها در مقابل اين بت‌هاي مدرن قد علم كنند و حقايق را ناديده بگيرند؟ چرا نبايد از سازمان ملل انتقاد شود و چرا نبايد سازمان‌هاي تابعه‌ي آن حساب پس بدهند؟ چرا سازمان مللي كه قادر نيست زور گويي‌هاي يكي از اعضاي خود را مانع شود، باز هم پابرجاست؟ مگر منشور سازمان ملل براي صلح و دوستي و برابري انسان‌ها نيست؟ پس چرا در يك كشور بايد بمب‌هاي اتمي وجود داشته باشد ولي كشور ديگري به صرف احتمال دستيابي به آن محاكمه شود؟ چرا بايد در يك كشور مردم با اسكناس سيگار خود را آتش بزنند، ولي در كشور ديگر مردم روي كارتن و مقوا خانه بسازند و شب‌هاي سرد زمستان را به صبح برسانند؟ چرا بايد در جايي نسكافه داغ با انواع شير قهوه و چاي سرو شود و در جاي ديگر مردم براي شير يك شيرخوار سرگردان باشند و نتوانند كودك خود را از شير سيراب نمايند؟
چرا بايد در جايي مردم دروان شير استحمام كنند و در جاي ديگر يك وان آب براي شستشوي دست و صورت پيدا نشود؟ چرا بايد در جايي مردم شكم‌هاي گنده خود را به مسابقه بگذارند و در جاي ديگر شكم‌ها به پشت چسبيده باشد؟ آيا اين همان پيام برابري و برادري است كه منشور سازمان ملل مدعي پياده كردن آن بود و مردم قرن گذشته را به اميد پياده‌سازي آن فريقته بود؟ همه به ياد دارند كه كمونيزم در قرن بيستم با چه شعارهاي مردم فريبي آمد. چين يك شبه كمونيست شد، فقط به خاطر زيبايي اين شعارها، مردم آفريقا، فلسطين و آمريكاي جنوبي؛ هستي خود را از دست دادند و جان خودرا فداي كلاشينكف‌هايي كردند كه فكر مي‌كردند صلح و برابري و آزادي برايشان به ارمغان خواهد آورد. تمامي شعارها پس از فروپاشي شوروي معلوم شد كه دروغي بيش نبوده... امروزه نيز همه مي‌دانند كه شعارهاي سازمان ملل به انتها رسيده. كسي به سازمان بهداشت جهاني نگاه مثبت ندارد و مي‌داند تمامي بيماري‌هاي جهان از سوي سازمان بهداشت جهاني سرايت پيدامي‌كند. بيماري ايدز و اعتياد به روان‌گردان‌ها، همه به يمن استادان جامعه‌شناس و شيمي‌دان‌ها و داروسازهاي درجه يك مورد تأييد سازمان بهداشت جهاني ساخته شدند. بي‌سوادي و فقر توسط سازمان ملل در بين مردم تقسيم شد. مردمي كه به سبك ملي خود آموزش‌هايي مي‌ديدند مجبور شدند در روش يكسان‌سازي فقط زبان انگليسي ياد بگيرند و سازمان ملل تصويب كرد كسي كه زبان انگليسي و كامپيوتر نداند؛ ولو علامه‌ي دهر هم باشد، بي‌سواد است و سواد آموزي و هوش و استعداد فقط در چارچوب سازمان ملل تأييد مي‌شد.

تاريخ سازمان ملل

سازمان ملل از گذشته وجود داشته و به همين شكل يعني حكومت‌هاي پيروز كشورها را به دور خود جمع كرده و براي آنان شخصيت قايل مي‌شدند، ولي فقط تحت سيطره خودشان. چه در آن موقع كه آتن مركز دنيا بود و چه آن زمان كه فرعونيان در دنيا حاكميت داشتند و چه زماني كه روم باستان و يا ايران.
اما بيشترين اتحاديه ملل در دوران تمدن اسلامي بود. مردم از نيل تا سند در يك مجموعه حكومتي مركزي كه حالت فدرال داشت گرد آمده بودند آنها به كار همديگر كاري نداشتند و تنها رشته‌اي كه آنها را به هم پيوند مي‌داد، مذهب اسلام بود و بس و الّا حكومت فاطميه در مصر همان‌قدر مستقل بود كه سامانيان در ايران و يا اعراب در بغداد و يا شامات در سوريه. اما همگي از يك رشته و ريشه پيروي مي‌كردند.
ديوانسالاري ايرانيان همه را گرد هم داشت. هر چند اين دبيران گاه عزل يا كشته و يا سرنگون مي‌شدند اما تا همين اواخر يعني حدود هشتاد سال پيش كه حكومت عثماني شكست خورد و آتاتورك در تركيه و رضاخان درايران به روي كار آمدند، هنوز ايران و خط فارسي در دانشگاه‌هاي اروپا و آمريكا و حتي عثماني تدريس مي‌شد و اكثر مكاتبات ايراني بود. تا اين‌كه اروپا به ايجاد جامعه ملل روي آورد كه مقر آن در ‍ژنو بود و سعي كرد كه نظم نويني به جهان دهد و استعمار پير را از ايران و خط فارسي جدا كند آنها مأموريت يافتند هر چه ايراني‌ها انجام مي‌دهند، بر عكس كنند! اگر ايراني‌ها خط را از راست مي‌نوشتند، آنها از چپ شروع كردند! اگر ايراني‌ها دست، وجب و ذرع را معيار اندازه گيري داشتند؛ آنها پا و فوت و يارد را معيار قرار دادند. اگر ايران مركز جهان شناسي بود و شرق و غرب از ايران شروع مي‌شد، مركز را به گرينويچ بردند و اگر ايران، دين و عبادت را اساس مي‌دانست؛ آنها آن را پشت سر انداختند و اين روال ادامه داشت تا اين‌كه جنگ دوم جهاني شد و پيروز ميدان اين بار آمريكا بود. لذا جامعه ملل منحل شد و سازمان ملل ايجاد شد و مركز آن از ژنو به نيويورك منتقل شد. در آنجا همه چيز كاناليزه شد. از دين و ايمان خبري نبود و همه چيز بايد بر اساس عقل بشري بر پا مي‌شد و دنياي رويايي ساخت بشر تنها معيار شد و حقوق بشر نوشته شد تا حقوق الهي ناديده گرفته شود...

در عصر تقسيم كار

سازمان مللي‌ها مانند بسياري از مردم فكر مي‌كنند مقررات و آيين‌نامه‌ها و منشور و غيره براي مردم است نه براي خودشان؛ لذاجاي تعجب نيست اگر ببينيم بسياري از تئوري‌هاي پيشرفته در سازمان ملل جايي ندارد. به عنوان نمونه تئوري سازمان و يا تقسيم كار اصلاً رعايت نشده است. در كتاب سير انديشه اداري نوشته شده كه اولين سازمان‌هاي بشري سازمان‌هاي تخت بودند و بعداً به مرور زمان به شكل هرم يا مثلثي در آمدند. در سازمان‌هاي تخت مدير يا رييس به تنهايي با همه افراد عضو در گير است. مثلاً هنگامي‌كه بنده در دانشگاه علوم نيروي انتظامي مديريت انساني تدريس مي‌كردم، متذكر شدم كه در تشكيلات پليس تهران، همه‌ي كلانتري‌ها با رييس پليس روبرو هستند و هر روز هم بر تعداد كلانتري‌ها اضافه مي‌شود و لذا حيطه‌ي نظارت رييس پليس كه قانوناً بايد به عدد انگشتان دست باشد، به چند برابر افزايش مي‌يابد و جالب است كه اين نوع سازمان تخت، به قبل از حضرت موسي نسبت داده مي‌شود زيرا براي اولين بار خداوند هرم سازماني را به حضرت موسي ياد مي‌دهد مثلاً براي انتخابات بين پرهيزگاران دستور مي‌رسد كه ابتدا چهارصد نفر انتخاب و بعد از بين اين چهارصد نفر، مثلاً چهل نفر را انتخاب مي‌كنند و به طور سينا مي‌برند و يا در قرآن، عشره نقيبا آمده است. يعني مردم را به ده گروه يا لشكر تقسيم كرد و براي هر كدام يك مسؤول گذاشت. حيطه نظارت ده دهي يا اعشاري از اين جا آغاز شد. گر چه بعدها اين حيطه نظارت كم و كمتر شد. مثلاً امام جعفر صادق (ع) بهترين تعداد افراد تحت پوشش را بين سه تا هفت نفر مي‌داند و بعضي‌ها معتقدند بايد مانند دست با پنج نفر شروع كرد. يعني بهترين حيطه نظارت براي مديران، سلسله اعداد5 تايي است و البته بعداً به استناد بند انگشت‌ها به سه نفر تقليل يافت. فرضاً مي‌گويند گروه آدميت در ايران يا فراماسونري در جهان و يا حتي گروه فداييان اسلام، گروه‌هايي سه تايي بودند يعني همه چيز را بر سه تقسيم مي‌كردند و هر فردي فقط مجاز بود با سه نفر زيردست كار كند... و در مديريت نوين حتي به دو قسمت تقسيم شد. امور اجرايي و امور پشتيباني يعني يك مدير بايد با دو نفر سر و كار داشته باشد و آن دو نفر هم با دو نفر الي آخر! گرچه بر اساس متون باقي‌مانده از يونان باستان آنها به يك نفر هم معتقد بوده‌اند، لذا هر استادي فقط يك شاگرد مي‌توانست داشته باشد و هر كس بعداً مي‌آمد شاگرد قبلي مي‌شد. مانند رابطه افلاطون و ارسطو... كه به همان روش استاد و شاگردي معروف است. سازمان ملل نيز متأسفانه در بين اين‌هم تئوري‌ها مانده و هنوز از روش سازمان‌هاي تخت استفاده مي‌كند. يعني دبير كل مستقيماً با رؤساي جمهور ارتباط دارد و مثلاً رييس‌جمهور فيجي و يا تايپه با رييس‌جمهور چين يا روسيه، يك‌جا ارزيابي مي‌شوند. پيشنهاد اين است كه همان‌طور كه در پليس تهران براي رفع اين معضل اقدام به ايجاد پست سر كلانتر نمودند در سازمان ملل نيز پست‌هايي به نام قاره‌ها ايجاد شود و رييس سازمان ملل فقط با رؤساي 5 قاره جلسات داشته باشد و قاره‌ها در درون خود مانند اروپا اتحاديه يا پارلمان واحد تشكيل دهند. در تهران، اخيراً سازمان اتحاديه آسيايي تشكيل شده ولي اگر اين نظريه از سوي سازمان ملل ارايه يا حمايت شود، سريع‌تر به نتيجه مي‌رسد. مثلاً همه‌ي قاره‌ها مانند اروپا داراي پارلمان مشترك، پول واحد و مرزهاي بدون ويزا ( شينگن) باشند و از سوي سازمان ملل، وحدت رويه‌اي ابلاغ شود تا اتحاديه اروپا، اتحاديه آفريقا و اتحاديه آسيا با نام‌هاي واحد و تشكيلات مشابه ايجاد شوند و از تداخل مرزها هم جلوگيري شود مثلاً اين‌طور نباشد كه تركيه يا روسيه و يا گرجستان؛ در دل قاره آسيا خود را اروپايي بدانند و يا برعكس. مثلاً شمال آفريقايي‌ها خود را آسيايي محسوب نمايند. بلكه مرزها در محدوده‌هاي جغرافيايي و به اصطلاح نقشه‌كش‌ها با عوارض طبيعي تعريف شوند و از اختيارات مشابه و يا امكانات مشابه برخوردار شوند تا اين‌گونه تمايلات نيز از بين برود.
از جمله مسايل ديگر در سازمان ملل، توجه به داوري صحيح است و آن اين‌كه حق وتو بايد برداشته شود و شوراي امنيت واقعاً به دنبال امنيت باشد، نه اين‌كه دادگاه جنايات جنگي،50 سال تعطيل شود و حالا هم كه مثلاً افتتاح شده، هنوز نتوانسته جنايتكاران را دستگير و به سزاي اعمال خود برساند. سازمان ملل از لحاظ اقتصادي نيز در مضيقه است زيرا پرداخت حقوق‌هاي كلان و هزينه‌هاي تشريفاتي بالا و نبودن منبع درآمد مشخص، اين حالت را به وجود آورده كه بيشتر به كشورهاي ثروتمند وابسته شده و لذا منافع آنان را هم در نظر بگيرد و به همين دليل ما شاهديم با اين‌كه زبان فارسي اولين و مهم‌ترين زبان بين‌المللي بوده و حتي افتخار اوليه سازمان ملل به شعر سعدي است و منشور سازمان ملل را از ايران اقتباس كرده و اما به دليل وابستگي مالي به آمريكا، زبان انگليسي به عنوان زبان اول مطرح شده است و همين امر باعث شده كه در مجمع آسيايي به زبان غير آسيايي صحبت شود و سازمان‌هاي بين‌المللي به جاي احترام به زبان‌ها و گويش‌هاي محلي، به تبليغ يكجانبه از زبان انگليسي بپردازند. محدوديت بعدي سازمان ملل از نظر مكان آن است... از آنجا كه سازمان ملل در نيويورك است، لذا مي‌بينيم بسياري از قانون‌شكني‌هاي آمريكا در گوانتانامو و عراق و افغانستان ناديده گرفته مي‌شود در حالي‌كه اگر همين كار را مثلاً صدام در كويت انجام داد ديديم كه چه بلايي به سرش آوردند و يا در معادلات جهاني اكنون همه مي‌دانند كه آمريكا فقط به خريد و فروش سلاح و مواد مخدر زنده است اما سازمان ملل به دنبال مجرم در جاهاي ديگر مي‌گردد و در حالي‌كه شعار مبارزه با مواد مخدر مي‌دهد، در اثر تجاوز آمريكا به افغانستان؛ توليد اين مواد افيوني سه برابر شده است

كانديداتوري علي مرادي وجلسه مطبوعاتي

19. Oct 2008 11:18, mahinkhabar

كانديداتوري علي مرادي وجلسه مطبوعاتي
علي مرادي كانديداي دبيركلي كميته ملي المپيك روز پنجم ابانماه كنفرانس مطبوعاتي دارد لذا از همه رسانه ها دعوت ميشود درساعت ده درمحل ائتلاف بزرگ ورزش ايران در خيابان بهار جنوبي كوچه نيلوفر پلاك 35 حضور بهمرسانند تلفن 77605964وهمراه 09192123745وي هم اكنون دبير كل كنفدراسيون وزنه برداري است وخودنيز از وزنه برداران صاحب ركورد بوده و حسين رضازاده از دستپروده هاي ايشان است
نامزدهاي دبيرکلي:
1- بهرام افشارزاده رئيس فدراسيون وزنه برداري
2- وحيد مرادي رئيس فدراسيون شنا ، شيرجه و واترپلو
3- علي مرادي نايب رئيس کنفدراسيون وزنه برداري آسيا
4-  مهرزاد حميدي رئيس آکادمي ملي المپيک
5- محمد رضا يزداني خرم رئيس فدراسيون کشتي
6- مهدي طالب پور مديرکل تربيت بدني وزارت علوم و تحقيقات

 

اجلاس وزراي گردشگري
امروز همه كارشناسان اكو براي گردشگري در هتل لاله جمع شدند تا كتاب راهنماي گردشگري اكو را بنويسند ولي فقط 4 كشور آماده بودند وبقيه سه ماه فرصت خواستند مشكل قضيه اين بود كه همه آنها مجبور بودند به زبان انگليسي بنويسند عجيب است چه اصراي است كه كشورهاي فارسي زبان منطقه بايد به زبان اروپايي بنويسند! در اين جلسه نماينده افغانستان فارسي صحبت كرد وگفت ما بسيار دوست داريم كه زبان فارسي بجاي انگليسي زبان رسمي اكو شود .
   ماهين نيوز:ولي ما ميدانيم كه تخم انگليسي هاي موجود در بدنه گردشگري نمي گذارند اين پيشنهاد ها اصلا شنيده شود!

 

مقاله يك  دختر جوان در سمينار قير
در سمينار بين المللي قير نيز همه مجبور بودند به زبان انگليسي شكنجه شوند! چه آنهاييكه همه ايراني بودند وچه آن دوسه نفري كه ظاهرا انگليسي بودند چون لهجه هاي ايراني وپاكستاني را نميفهميدند! اما دراين ميان يك دختر جوان محجبه مقاله اي بسيار جالب در مورد جايگاه ايران درصنعت قير ارايه داد.

 

 

 

 بهره بالا دليل ورشكستگي است
اينكه بانكها نرخ سود را بالامب برند نشان از بي پولي آنهاست ومي خواهند هرطور شده پول مردم را بكشند .مردم بايد هوشيار باشند وگول اين سودها رانخورند چون نه دنيا را خواهند داشت نه آخرت دنياي آنرا كه مي بينيد بانكهاي قدر آمريكايي به پيسي افتادند وآخرتش همين است كه بهره و ربا حرام است.

به بانكها وبازاريها اعتماد نكنيد !

18. Oct 2008 11:23, mahinkhabar

به بانكها وبازاريها اعتماد نكنيد !
سونامي اقتصادي غرب در حال گسترش است وبراي حفاظت مردم ايران از اين طوفان بلا راهكارهايي بايد بررسي شود وساز وكارهايي بايد