خيانتكاران را داغ بر پيشاني بزنيد تامردم آ
23. Apr 2008 01:43, mahinkhabar
خيانتكاران را داغ بر پيشاني بزنيد تامردم آنها رابشناسند (امام علي ع)
اين سايهها كه نگذاشتند خاتمي كار كند كيستند؟ اين دستها كه جلوي هاشمي رفسنجاني را براي بازسازي گرفتند و بالاخره اين مفسدان از كدامين گروه اجنه هستند كه هنوز هم قدرتمندانه ميتازند و رييس جمهوري را كه ابرقدرتها را به زانو درآورد، به هماوردي ميطلبند؟ به گفتهي زير توجه كنيد!
(به نقل از http://president.ir/fa/?ArtID=9291) «رييس جمهور افزود: آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز است و زياد هم مصاحبه ميكند و ادعاهاي خيلي بزرگ ميكند و تحليلهاي عجيب و غريب مي نمايد، اين آقا را صدا زده و گفته تو ميخواهي سيگار وارد كني. گفته بله. گفته است پنج ميليارد دلار بايد بدهي به فلان آقا. گفته است براي چي بايد بدهم؟ گفته مگر نميخواهي سيگار وارد كني؟ گفته بله ، ميخواهم وارد كنم و عوارض قانوني را هم ميپردازم و سيگار مورد قبول وزارت بهداشت را وارد ميكنم .گفته است نخير، نميشود. تا تو اين پول را ندهي، امكان ندارد بتواني سيگار وارد كني.اين فرد هم نپرداخته است.
دكتر احمدي نژاد اضافه كرد: رييس دخانيات پيش من آمد و گفت فلان آقا مرا صدا كرده و گفته چرا ميخواهي به اين فرد مجوز وارد كردن سيگار بدهي؟تو حق نداري به اين فرد مجوز ورود سيگار بدهي؛ والا با تو برخورد ميكنيم!؟
رييس جمهور سپس در واكنش به حاضران كه ميخواستند نام اين آقا مشخص شود، گفت: مشخصات اين فرد را گفتم، متوجه ميشويد. ببينيد صدا فردا از كجا در مي آيد، همان جاست. وي گفت: ميخواهم ابعاد كار دستتان بيايد.يعني مبارزه در صحنهاي كه ارقام ميلياردي جابجا ميشود. كساني كه شايد روزي مدعي برخي ارزشها بودند، امروز متأسفانه آنها را در صحنه مبارزه با امتيازات ويژه در مقابل خودمان ميبينيم و تأسف اين است كه در مبارزه با عدالت در داخل شبكه درگير هستيد.»
اينها همان تحصيلكرده هاي اقتصاد آمريكا هستند وكليه دكترهايي كه براي گرفتن دكتراي خود از دانشگاههاي آمريكا بايد كاملاً مورد تأييد سيا ميبودند و الآن در مسندهاي مختلف نفوذ كردهاند ومانع تراشي ميكنند. آنها خود را متخصص معرفي كرده و از صدر دولت تا ذيل آن را در در دست خود دارند. بسياري از آنان را وزرا تشكيل دادهاند و وزراي مستعفي هم از دور خارج نشده بلكه در سطوح مديريت مياني به خرابكاري مشغول هستند.
تاريخ نشان داده كه از ابتدا اعزام دانشجو به خارج فقط براي وابستگي بي قيد وشرط به انگليس وآمريكا بوده است. اولين گروه را رضاشاه سامان داد كه گل سر سبد آنها مهندس بازرگان بود. وي كه مرد متعبد و زاهدي بود، ولي چون افكارش مخصوصاً در دوران جواني كه دوران شكلگيري افكار سياسي است در فرهنگ غربي شكل گرفته بود، همه چيز را بايد از كامپيوتر غربي مغز خود ميگرفت و اگر چيزي را در غرب نگفته بودند، قبول نميكرد.
الآ ن هم ما ميبينيم در اقتصاد ما، در مديريت ما، در مسايل فني و غيره، اگر تأييديه و مهرِ (ولو آبگوشتي) سازمانهاي غربي نباشد، اصلاً معتبر به حساب نميآيد. در بودجهنويسي سال گذشته ديديم كه چه اصراري بود كه حتماً بايد مدلهاي بودجهنويسي غربي رعايت شود و الّا علمي نيست! در مسايل اقتصادي هم اينطور است. اقتصاد دانان غرب زده وتحصيلكردهي آمريكا تعهد سنگيني نسبت به آمريكا و دلار و حفظ ارزش آن دارند زيرا سازمان سيا از آنان به قدر كافي مدرك دارد كه منزويشان بكند. اكنون همه تحصيلكردههاي آمريكا كه در پستهاي حساس هستند ناچارند كه سياستهاي آمريكا را اجرا كنند و الّا بايد باهمه چيز خداحافظي كنند و براي همين است كه عليرغم بدهي سه هزار ميليارد دلاري آمريكا وسقوط ارزش دلار درسراسر جهان، ما هر روز شاهد رشد قيمت دلار درايران هستيم. پاشنهي آشيل دولت در همين جاست و از همين جا دولت را درگير مسايل گراني ميكنند. همانطور كه ما در مسايل هستهاي تجربه كرديم كه فن آوري بايد كاملاً بومي باشد، ارزهاي ما نيز بايد بومي باشد و ما نبايد از دلار ويورو و امثال آن استفاده كنيم زيرا براسا س همان علم اقتصاد كه آقايان برعكس آن را براي ايران اجرا ميكنند؛ هرپولي نياز به پشتوانه دارد و پشتوانهي دلار، خالي است. بدهي نجومي آمريكا فقط به اين دليل در كاهش دلار درايران بي اثراست كه اقتصاددانان تورم را با آن به ايران تحميل ميكنند و الّا اگر قيمت دلار حتي 500 ريال كاهش پيدا كند، همه چيز ارزان ميشود. يعني گران فروشان و دلالان كه دم خود را به دلار گره زدهاند، وقتي ببينند دلار در سراشيبي سقوط است، از آن دست ميكشند و ما ديديم حذف دلار از معاملات نفتي ايران، چه ضربهي سنگيني بر دلالان آمريكايي وارد كرد. در حاليكه پشتوانه پول ايران گاز و منابع نفتي و معادن اورانيوم و طلاي ايران است، آن را در بوته فراموشي ميگذارند... اين يك نمونه است.
در تمامي زمينهها كه رييس جمهور اشاره كردند ما ميبينيم يك طرف آن را آمريكا و مزدورانش تشكيل ميدهند. درهمين قضيهي سيگار، بيشترين واردات قاچاق از آمريكاست. در تمامي زمينهها اصلاً اصرار است كه راههاي قانوني هم باشد و از راههاي غير قانوني استفاده شود و از چهرههاي وجيهالمله هم بهرهگيري ميكنند، به طوريكه حتي رييس جمهور هم از بردن نام آنها خودداري ميكند زيرا مردم هم اگر بشنوند ممكن است باور نكنند و اين نشان ميدهد كه حتي مبارز بودن اين آقايان در زمان طاغوت هم يك نقشه بوده براي چنين روزهايي. در روزهايي كه مردم از گراني رنج ميبرند، آنها در كانادا و آمريكا و بخش آمريكايي عراق و افغانستان دست به بساز و بفروشهاي افسانهاي زدهاند و مافيا كه سهل است، مادر مافيا و پدرِ پدر خواندهها را هم درجيب گذاشتهاند! آنها كه سيگار وارد ميكنند، مسلماً در ورود مواد مخدر هم دست دارند و اينهمه شهداي نيروي انتظامي، در واقع قرباني همين عوامل هستند تا از يكسو آنها ناشناخته باقي بمانند و از سوي ديگر با قطع ايادي خرده فروشان، آنها همان آقا باقي بمانند. شما ميدانيد چرا رييس جمهور اين مباحث را در استان خراسان مطرح نكرد ولي در قم مطرح نمود؟ زيرا بيشترين باندهاي قاچاق در اين استان هستند و بيشترين قربانيان مواد مخدر از استان قم و البته دلايل ژئو پليتيكي هم دارد زيرا استان خراسان به منبع توليد مواد مخدر (افغانستان) نزديك وحتي به آن چسبيده و استان قم برعكس به ميدان مصرف مواد مخدر (تهران وكرج) نزديك است! آنها كه مافيا را مطالعه كردهاند، ميدانند كه مافيا و فراماسونري را افراد بسيار ساده تشكيل دادهاند. افراد بيسواد وكم سوادي كه ما براي فحش دادن از نام و شغل آنها استفاده ميكنيم. حمال و عمله! حمالها همان مافيا هستند و عملهها همان فراماسونها... آنها زير چهرهي زحمتكشان و رنجبران مخفي شدند. اصولاً كلمه فرا يعني سنگِ بنّايي و فراماسونها همان بنّاهاي ايتاليايي بودند.
درايران البته طي سالهاي گذشته و در دوران ستمشاهي، از اين اصطلاحات استفاده ميكردند و گروههاي كمونيستي يا مجاهدين خلق و امثال آن را به وجود آوردند و بهترين عناصر تبليغاتيِ مواد مخدر هم همينها بودند زير آنان مشروبات يا مواد مخدر را فقط به اين دليل مصرف ميكردند كه از غم و اندوه خلق دمي آزاد باشند! يادم ميآيد كه در گذشته، صمد بهرنگي بسيار بين بچهها معروف بود. به خاطر انقلابي بودن و دفاع از حقوق كارگر، ولي او كه معلمي بود در آذرشهر، همه شاهد بودند كه بسيار بدمستي ميكرد و مخصوصاً هم اين كار را در جلوي مردم ميكرد و يا روشنفكران قديمي ميدانند كه كافه نادريها در تهران يا كافه خران در تبريز را فقط مافنگيها تشكيل ميدادند و اصلاً يكي از علايم روشنفكري، مافنگي بودن بود كه حتي به هنرمندان سنتي هم نفوذ كرده بود. مثلاً ايل بختياري كه همهشان شيعه علي بودند و مخالف اعتياد، همه راضي بودند كه توشمالها يا نوازندگان دوره گرد را براي بهتر نواختن در عروسيها و شاديها حتماً از ترياك و مشروب سيراب كنند! و يا عاشيقهاي آذربايجاني كه شعر هاي علي را با جان و دل ميسرودند، معتقد بودند كشيدن ترياك و يا صرف مشروبات از لوازم عاشيق بودن است.
اما اكنون فرق كرده و ديگر نميتوان به بهانه روشنفكر بودن يا هنرمند بودن معتاد شد و نام آور شد؛ بايد باب روز بود! امروز در صنف علم وكتل بايد ظاهر شوند و سينهي خود را براي خون آلود شدن به توپيهاي ترياك بسپارند ويا مانند افغانيها در جلسات روحاني و عرفاني از ناس و ترياك براي خلسهي بيشتر و روانخواني قرآن استفاده كنند. اينها از مهمات مسألهي امروز ماست يعني مفسدين در لباسهاي گوناگون ظاهر ميشوند و باب روز هستند. اصولاً وقتي كسي ميخواهد سكهي تقلبي درست كند، سكههاي از مد افتاده را قلب نميكند، بلكه سكه روز را قلب ميكند و امروز دلارهاي تقلبي خيلي بيشتر از مثلاً فرانك يا پزو و روپيه است. اينكه رييس جمهور هم نام نميبرد، به همين خاطر است زيرا ملاحظات اين امر را دارد كه با بدنام شدن يكي، ممكن است به صنف آن شخص توهين شود و بياعتبار گردد. اگر شخص بازاري است، به بازاريها توهين ميشود و اگر روشنفكر است به روشنفكرها و اگر روحاني است به روحانيون و ....
اصلاً مهارت سودجويان ومفسدان درهمين است كه از آبروي ديگران براي خود سپر بسازند. ميگويند يك نفر اسكناس هفتصد توماني جعل كرد ولي نميتوانست آن را آب كند چون همه ميفهميدند. لذا به يك روستاي دور افتاده رفت و اسكناسها را به يك روستايي داد تابراي او خورد كند! اوهم يك بسته چهار صد توماني ويك بسته سيصد توماني برايش آورد..
اينكه منتظر باشيم مفسد بيايد وخود را معرفي كند، مانند اين مثل است؛ بلكه برعكس اين وظيفه دولت است كه آنها رامعرفي كند واز هيچ چيز نترسد زيرا فرمايش امير مؤمنان است كه ميفرمايد وسمته بالخيانه.. خيانتكاران را داغ بر پيشاني بزنيد تامردم آنها رابشناسند نه آنكه چيزي نگوييد تا آنها همچنان به فريب مردم مشغول باشند. عملكرد مردمي دولت نهم به اين خاطر شجاعانه است كه خرده بردهاي از كسي ندارند؛ يعني رييس جمهور نه تنها از حقوق مالي و مادي خود براي مردم مايه ميگذارد، بلكه بسيار فعال وكوشاست به طوريكه در پركاري از همه دولتهاي قبلي بهتراست. نداشتن نقطه ضعف مالي، بزرگترين عامل دراز بودن زبان است. و مردم حداقل از ايشان انتظار دارند تا نسبت به معرفي مفسدان و داغ گذاشتن بر پيشاني آنان اول كس باشد و از هيچكس هم نهراسد زيرا مردم بالاخره امروز يا فردا آنها را ميشناسند و فقط جربزه داشتن مسؤولين است كه براي آنها مهم است. دولت بايد با اقتدا به امام علي ولو به ناراحتي ناكثين و قاسطين و مارقين حق را بگويد: قل الحق ولو كان مرا